تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا

آفتاب-مدیر شبكه دو سیما گفت: مجموعه تلویزیونی «جواهری در قصر» به دلیل پرداختن به مظلومیت زن برای مخاطبان جذاب شده است. مهدی فرجی گفت: سریالهای زیادی در آرشیو صداو سیما وجود دارند كه با موفقیتهای زیادی روبرو شده‌اند و اینكه سریال جواهری در قصر نیز از جمله سریالهای موفق و پر بیننده است تردیدی نیست.

پافا

 وی افزود: دلیل محبوبیت این مجموعه تلویزیونی به قصه روان آن برمی‌گردد و همینطور مظلومیت زن و تلاشی كه شخصیت اصلی داستان برای ارتقاء می كند نیز از دلایل توفیق این مجموعه به شمار می‌رود. وی در ادامه گفت: اینگونه داستانها همیشه در خانواده‌های ما جایگاه داشته و دارند و این مجموعه اولین تجربه ما در پخش سریالهایی با این مضمون به شمار نمی‌رود. وی اظهار داشت: داستان مجموعه تلویزیونی جواهری در قصر داستانی فرا منطقه‌ای است و فقط مربوط به كشور كره نمی‌شود و شاید مصداقهایی نیز در سایر كشورها داشته باشد به همین دلیل خیلی از افراد با دیدن این سریال خود را به جای او گذاشته و با او همدردی می كنند.

نوشته شده توسط  در ساعت 11:0 بعد از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:42 قبل از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:36 قبل از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:24 قبل از ظهر | لینک  | 

 

تمامي تصاوير و ديالوگهاي حذفي قسمت ۳۸ در پست شبهاي سئول به طور کامل آمده است .

يکي از موسيقي هاي زيباي سريال هم هنگام صحبت ملکه و يانگوم ، تغير داده شد .

نوشته شده توسط الهام در ساعت 3:58 بعد از ظهر | لینک  | 

خلاصه سه قسمت ۳۸ و ۳۹ به خاطر میل به قسمت ۴۰ تداعی می شود .یانگوم به دلیل بی نظمی از سوی مسولان داروخانه به محل شیوع طاعون تبعید می شود. دسیسه ای توسط یول ایی باعث می شود تا در بین طاعونیان قرنطینه شود و در این راه افسر مین جو متوجه غیبت او از گروه پزشکان می شود .به محل شیوع طاعون در هکده می رود .یانگوم را می یابد.اما تجمع مردم به قصد کشتن افسر مین جو باعث می شود تا یانگوم*  گرو ی* مردم دهکده باقی بماند تا افسر مین جو دارو ی  طاعون را به نزد مردم دهکده ببرد. طولانی بودن مسیر ونیودن دارو باعث می شود تا مردم صبر از کف داده و یانگوم را جهت مجازات و نیرنگ  زندانی کنند.اما آتش سوزی ناگهانی در نزدیکی انبار  باعث عقب افتادن مجازات یانگوم و هرج و مرج در مردم می شود.یانگوم یبچاره هم در انبار آتش گرفته حبس شده و هر لحظه منتظر آتش گرفتن انباری که در آن حبس شده بیهوش از دود آتش می باشد که افسر مین جو به هر صورتی او را در انبار پیدا می کند و ....

درآم با محبت 1

درام با محبت 2

درآم با محبت 3

و ارادت با *محبت*  یانگوم وافسر مین جان گو  به قسم نجات و علاقه رخ می دهد.

ارادت با محبت

ارادت با محبت

نوشته شده توسط  در ساعت 7:7 بعد از ظهر | لینک  | 

نظر شخصی -اگر گذری بر کار نامه ی امسال(۲۰۰۷ )خانم لی یانگ آئه بزنیم به این نتیجه می توانیم برسیم که خانم لی آئه سال پر مشغله ای نداشته است.سال ۲۰۰۷ را در اوج شهرت به نیمه رسانده .این در حالی است که بازیگر ان پس از ایفای نقش مجدد در مجموعه ها به صورت سریال تلویزیونی یا سینمایی شهرت خود را فراخوانی می کنند.

نمای اخر

این موضوع در حالیست که خانم لی یانگ آئه با داشتن هنر نمای تبلیغاتی و یا با حضور در شرکت ال جی  شهرت خود رادر سطح کشور های مختلف افزایش می دهد!

نما ال جی خانم آئه

باید منتظر  ماند تصمیم ایشان را در باره ی بازیگری در مجموعه تازه سنجید و به این سوال پاسخ داد که

نمای تبلیغاتی

آیا پس از جواهری در قصر و همدردی  با بانوی انتقام *ایفای نقش در مجموعه ای جدید شهرت و محبوبیت ایشان را در سطح بین الملل افزایش می دهد یا کاهش؟ 

نمای 2

حال با یک نگاه به سه سال گذشته می توان در یافت که خانم لی یانگ آئه در قله ی شهرت نزد مردم مخاطب سریال به سر می برد.

نوشته شده توسط  در ساعت 9:14 قبل از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 3:43 بعد از ظهر | لینک  | 

 

سريال جواهري در قصر و بخصوص خانم لي يونگ ئه ، آنقدر در ايران محبوب شده است که دوستداران اين بازيگر ، در سايتهاي خارجي رفته و نظرات و احساسات خود را به اين بازيگر بيان مي دارند.

جالب است بدانيد که اکثر اين سايتها ، مخصوص اين بازيگر به تنهايي نيستند و ممکن است که خانم لي يونگ ئه نظراتشان را نخواند . با اين وجود و با دانستن اين نکته که خانم لي يونگ ئه زبان فارسي نمي داند ، بعضي دوستان ، به فارسي نظر داده اند .

http://www.nst.com.my/blogs/fillips/121

 

 

 

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 9:6 بعد از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 3:24 بعد از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 3:17 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 

نيم نگاه

 

من بهت گفتم که زياد اردک نخور

يانگوم و بانو هن ، قرباني توطئه اي شدند و به جزيره جيجو تبعيد شدند

کنگ داگو قصم خورد که بي گناهي آنها را ثابت خواهد کرد

بنابراين به مدت 3 ماه به طور مداوم ، اردک گوگرد خورده ، خورد ، بدون وقفه

و نه تنها مسموم نشد بلکه حالا مي تواند به طور طليعي شنا کند

ترجمه : الهام

ویرایش : فریبا

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 9:45 قبل از ظهر | لینک  | 

نگاهي به مجموعه هاي پزشکي – تلويزيوني

به بهانه پخش قسمتهاي پزشکي سريال جواهري در قصر

و بازي خانم لي يونگ ئه در سريال پزشکان

 

پزشکان

نوشته شده توسط الهام در ساعت 6:25 بعد از ظهر | لینک  | 

 

بخشي از ناگفته ها را مي توانيد در پستهاي قبل با عناوين : جستجو در شب و همراهان يانگوم ، مشاهده کنيد .

بعد از ديدار يون سنگ و يانگوم ، پادشاه يونسنگ را ديده ولي نمي شناسد . پيشکار به او يادآوري مي کند :

من قبلا تو را ديدم

 

تو از کدام دربار هستي؟

 

عاليجناب، او بانو يون-سنگ است

او چند سال قبل مورد لطف شما قرار گرفت

 

ساير تغييرات :

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 1:18 بعد از ظهر | لینک  | 

در ادامه ی حمله ی یول ایی به یانگوم  لیست داروخانه گم می شود !

جلسه توجیهی

لیست داروخانه پس از جست وجو در قفسه کتاب ها پیدا می شود.لسیت داروخانه

یانگوم هم به بی انظباطی در هنگام تمیز کردن داروخانه متحم می شود .

یانگوم  به تصممیم مسول پزشکان بانوان به محل شیوع طاعون به جای یول ایی جهت تنبیه اعزام می شود.

یانگوم در حضور پزشکان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  در ساعت 12:22 بعد از ظهر | لینک  | 

در قسمت قبل گفتیک که یول ایی به یانگوم دستور داد که از ملکه مراقبت کند با این مزمون :

یول ایی : از این به بعد تو باید هر روز صبح به ملکه رسیدگی کنی، از همین حالا این کار رو شروع کن

اغلب، گردن و شونه هاشون درد میگیره بنابراین هر روز صبح ماساژشون بده

ملکه به یانگوم کاملا اعتماد دارد

در این میان خبری به  مسول پزشکان خانم می رسد که او را سخت آشفته می کند؟!

خبری ناگهانی

مسول پزشکان خانم با کمی تامل تصمیمی در ذهن خود می گیرد .

تصمیم مصمم بانوی پزشکان

یانگوم هم بی خبر دستورات را اجرا می کند و ملکه هم ابراز رضایت از یانگوم رابا لبخند  انجام می دهد

ابراز رضایت ملکه از یانگوم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  در ساعت 9:34 بعد از ظهر | لینک  | 

ج-

یونسنگ این روز ها با ورود یانگوم و دیدار پادشاه بسیار مسرور است .

یونسنگ

و در جمع دوستان خود از دیدارش با شاه می گوید.یانگوم هم قول می دهد که دائم به او سر بزند.

دیدار دوستان

در این دیدار صمیمانه دستیار بانو مین او را شخصی  که کمی حیله گر ی دارد می نمایاند که از طرف بانو مین مورد التفات قرار می گیرد .چون بانو مین یک زندگی ساکت و طولانی را در قصر انتظار دارد.

التفات بانو مین


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  در ساعت 3:26 بعد از ظهر | لینک  | 

موسيقي تيتراژ پاياني قسمت 39 با ساير قسمتها متفاوت بوده و به نوعي مي توان گفت که حس دلهره و خبر اتفاقات جديد را بهتر از ساير موسيقي ها به بيننده منتقل مي کند . ( البته به احتمال زياد در پخش تلويزيوني تغيير داده مي شود )

 

 

و همچنين در قسمت 39 شاهد  يکي از زيباترين موسيقي هاي سريال خواهيد بود ،  که از اين قسمت به بعد بيشتر در سکانسهاي عاشقانه پخش مي شود ( اميدواريم که اين موسيقي زيبا تغير داده نشود چون اين سکانس همراه با اين موسيقي ، تنها سکانسي است که امکان پخش در تلويزيون دارد  ( بنابراين ممکن است که اولين و آخرين بار باشد که اين موسيقي در پخش تلويزيوني شنيده مي شود )

 

 

در قسمت 39 و 40 شاهد سکانسها و ديالوگها ي بسيار زيبايي خواهيد بود که مي توان گفت برخي از اينها براي اولين بار در سريال ، در اين قسمتها پخش مي شود.

عکس العمل يانگوم و افسر مين ، نحوه ي بيان ديالوگهاي اين  دو بازيگردر برخي از سکانسهاي اين قسمت    (سکانس برخورد يانگوم با اهالي دهکده و افسر مين هنگامي که بدنبال يانگوم در ميان آتش سوزي مي گردد )باعث شده که اين قسمت از سريال به يکي از متفاوت ترين و جذاب ترين قسمت ها ، تبديل شود.

 

 

 

البته در پخش تلويزيوني به خاطر دوبله ( با وجود دوبله ي زيباي سريال ) ممکن است که اين حسي که در بيان يانگوم  و افسر مين است به اين خوبي احساس نشود .

نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:58 قبل از ظهر | لینک  | 

تيتراژ قسمت اول :

تيتراژ قسمتهاي مياني:

تيتراژ ابتدايي سريال از قسمت 37 به بعد ، با نشان دادن شخصيتهاي مطرح قسمتهاي جديد ( دکتر شين ، يون سنگ ، ملکه ) ، تغييراتي مي يابد :

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:50 قبل از ظهر | لینک  | 

شاید مبلغ قرارداد خانم لی یانگ آئه را با کمپانی ال جی به طور دقیق ندانیدیا از وجود آن کم اطلاع باشید.یک تیزر تبلیغاتی در یکی از نمایشگا های شرکت ال جی  گویای مبلغ قرار داد ایشان باشرکت ال جی است!

تصویر با اندازه ی بزرگ

تیزر قرار داد خانم لی یانگ آئه با شرکت ال جی

پیشنهاد می شود که تصویر را با اندازه ی بزرگ ملاحظه بفرمایید.تصویر تیزر با اندازه ی واقعه ای جذاب است.

نوشته شده توسط  در ساعت 10:20 بعد از ظهر | لینک  | 

*این سکناس با این  محتوا آغاز می شود :

همسر داگ جو : من عقیده دارم این برای ما بهتر شد که که یانگوم پزشک شد.

*داگ جو جان و خانم محترمشان مشغول صحبت کردن درباره یانگوم هستند  که یانگوم بعد از یک روز کار خسته کنند به منزل بر می گردد و با استقبال  صمیمانه داگ جو جان و همسر ش مواجه  می شود.

داگ جو وهمسرش از دیدن یانگوم به حدی خوشحال می شوند که او را مانند روحی که احضار می شود می خوانند

داگ جو : هی، تو روحی؟

یانگوم : شما داشتید در مورد من صحبت میکردید؟

داگ جو : ما پیش پای تو داشتیم در مورد تو که به خونه نمی آیی حرف میزدیم

منزل

*همسر داگ جو احساس می کند که یانگوم غذا میل نکرده (یا کم غذا خورده است) و به همین علت قصد تهیه ی غذا برای یانگوم می کند.در هنگام تهیه ی غذا.این رفتار مهربانه ی همسر داگ جو مورد تعجب داگ جو قرا می گیرد (همسر محترمه یا همان زلزله ی داگ جو , قصد گرفتن پول از یانگوم را به وسیله ی رفت و آمد های یانگوم با  قصر نشینان  دارد)

منزل

*و درهنگام ورود به اتاق متوجه می شود که یانگوم از خستگی به خواب فرو  رفته است. دیالوگ زیبایی توسط داگ جو بیان می شود:

داگ جو :یانگوم ما...یانگوم زیبای ما قبل ازمیل غذا خوابیده

منزل

همسر داگ جو : ساکت باش! چقدر بی فکری

*همسر داگ جو که نمی تواند احساس مادری خود را به یانگوم کتمان کند از داگ جو می خواهد که به جای بیدار کردن یانگوم جهت میل غذا پتویی را برروی او بکشد و از سختی هایی که  یانگوم راطی چند مدت  رنج داده با بیان ساده  به درد دل با داگ جو می پردازد.

داگ جو : چیه ؟

منزل

همسر داگ جو : اون پتو رو بده

داگ جو:اون باید خیلی خسته بوده باشه

منزل

همسر داگ جو و داگ جو  : به خاطر سرنوشت سختش،همیشه در خطره و تصورشو بکن که او باید بعد از طی مراحل یک بانوی دربار در قصر بشه , من میرم تا ببینم اون  به مقصودش برسد.

منزل

منزل

*افسر مین جو هم که برای دیدن یانگوم به منزل داگ جو آمده بود بعد از شنیدن مطالب افراد داخل اتاق

لبخندی از روی رضایت می زند و از راهی که امده بود آرام  و با تامل بر می گردد.

منزل

منزل

نوشته شده توسط  در ساعت 10:10 قبل از ظهر | لینک  | 

قسمت اول : کوتاه

*در پست های قبل از رقابت یانگوم و گیوم یونگ برای پخت غذای شام ملکه و عذای مطلوبی که یانگوم به درخواست ملکه آماده کرده ونزد ملکه برده بود مطالبی کوتاه اشاره شد.                     

دیدار

*اما گیوم که از این بابت خود را باز هم مغلوب رفیق قدیمی اش می دید تصمیم به پیمان با رقیب یانگوم می گیرد و با بغض گلو ی ناشی از حسادت از یول ایی خواهد که او را ملاقات کند.    

دیدار

*یول ایی *پزشک هم بدش نمی آید که گپی کوتاه با گیوم یونگ در این باره داشته باشد

دیدار

*گیوم یونگ هم بسیار درمانده* اما پز از ایده ی مخوفانه به یول یی پزشک می نگرد که می تواند با شریک شود ؟!

دیدار

*یول یی هم که از عصابانیت بانوی اول بدش نیامده بود  قصد ورود به اتاق ملکه را می کند که متعجبانه کفشهای رقیب خود  یا یانگوم تازه کار   را می بیند...

نوشته شده توسط  در ساعت 10:21 قبل از ظهر | لینک  | 

 

 

 

دوستداران یانگوم بزرگ و دوستان خوبم سلام

 نامه خانم لی یونگ ائه رو براتون ویرایش میکنم ..ولی دوست دارم طوری بنویسم  که بتونم اون حس قشنگی که یانگوم تو ذهن تک تک ما ایجاد کرده رو تو نوشتم وارد کنم سعی خودمو میکنم  بعضی جاها ممکنه که از متن اصلی کمی دور بشه علت این فقط به این خاطره که میخوام حس زیبایی که یانگوم تو ذهن من و شما ایجاد کرده تو نوشته هم حفظ بشه...به هر حال امیدوارم که ما جوونهای ایرانی هم بتونیم به طور واقعی درس  از خود گذشتگی – پشتکار – فداکاری و سخت کوشی رو از این شخصیت بزرگ یاد بگیریم و بتونیم تو زندگی مون ازش استفاده کنیم.

با تشکر :فریبا

 

((دوستان خوبم سلام

 من لی یانگ ائه هستم و قبل از هر چیز بسیار متاسفم که پاسخ محبت های گرمتون رو کمی دیر میدهم.بعد از پخش یانگوم بزرگ این دومین نامه ای است که من در اینترنت برای شما می نویسم

 در این اثنا  ، کسي سوالي داشت که  آیا من اين صغحه را  مشاهده  کرده ام یا نه؟!

 

 

سال گذشته به رسم ادب ،من مکرراً به اينجا آمده ام و توانستم انرژي زيادي از سخنان گرم شما بگيرم .

 

از صميم قلبم سپاسگزارم.شما که همیشه با گرمی قلبتون مرا همراهی کردید و مرا سرشار از شور نمودید ...

و در قبال این همه لطف من نیز می تونم لبخندی بزنم ... 

برای دیگر بار  از شما بسيار متشکرم و از تمام وجودم سر تعظيم  فرود می آورم . ....

 اميدوارم در هر کاری هستید آنرا به خوبی انجام دهید  و سلامت باشيد که سلامتي بهترين هدیه زندگی است و همیشه بخندید و با خیالی راحت زندگی کنید و امیدوارم  که همه ی شما از نیروی مثبت اندیشی کمک بگیرید.

من بسيار متاسفم که نمي توانم با دوستانی که از راه دور به اینجا آمده اند ملاقاتی داشته باشم و ساعاتی را با آن عزیزان بگذرانم...به هر حال ما به سختی می توانیم دوستان را ملا قات کنیم ولی امیدوارم که درآنجا بدون ما به دوستان خوش بگذرد.

 

 در زندگی با گامهاي آهسته پیوسته برويد..

گامهایی برای صلح و دوستی...

در آخر براي شما دعا مي کنم که لبانتان  لبريز از لبخندتان همیشه  در قلب من باشد.))

اولين روز از ژوئن 2006

 

 

ترجمه : الهام

ویرایش : فریبا

          

 

1  2  3 4                        

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 3:10 بعد از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 3:42 بعد از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 9:9 قبل از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:57 قبل از ظهر | لینک  | 

همانطور که مطلع هستید تبلیغات محصولات شرکت کره ایی ال جی در اختیار خانم لی یانگ آئه می باشد.اما جدیدترین محصول شرکت LG در ماه های اخیر توسط خانم لی آئه پرده برداری شد.

جدیدترین محصول شرکت ال جی

به نظر می رسد این غول محصولات الکترونیکی دنیا که محصولات صنعتی خود را با نام LS ارائه می کند شیوه ی نوینی را در کشور خود برای تبلیغ محصولات خرد و درشت خود در نظر گرفته است که در نوع خودش کم نظیر است.!  لینک تصویر  

نوشته شده توسط  در ساعت 4:41 بعد از ظهر | لینک  | 

38
ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 5:18 بعد از ظهر | لینک  | 

پشت صحنه ی همراهی بانوی انتقام با حضور خانم لی هم تبدیل به یک پشته صحنه پر از پشت صحنه شده است.

همراهی با بانوی انتقام

نوشته شده توسط  در ساعت 7:15 بعد از ظهر | لینک  | 

                                                                        

              

1 2 3      

نوشته شده توسط الهام در ساعت 5:31 بعد از ظهر | لینک  | 

نگاهی به قسمت ۵۳

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 5:25 بعد از ظهر | لینک  | 

 

باغبان هستی:
 
مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند. گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

خشم لبریز از مهربانی:
مهربانی و لطافت مادر را بارها یاد کرده ایم و ستوده ایم، ولی من، لحظه های ناب خشم و قهر او را نیز می ستایم؛ لحظاتی که پایم در راه می لغزید و سوی بیراهه می رفتم؛ لحظاتی که دست به خطا می بردم و از سر جهل راه عصیان پیش می گرفتم. نه به کلام او دل می سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعی می نهادم. سر در جیب جهالت فرو کرده، راه خود می رفتم و او چون کوهی سترگ، راه بر من می بست. چون رودی خروشان می خروشید، آن گونه که خود را خردتر از آن می دیدم که نافرمانی کنم و چه زود پرده جهالتم دریده می شد و چشم دلم گشوده، و می دیدم که با آن خشم لبریز از مهربانی اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش می نشستم.

قدرت مندی و جدیت:
 
به همان اندازه که مهربانی و لطافت مادر قابل ستایش است، قدرت مندی و استواری او در راه تربیت صحیح کودک نیز قابل تحسین، و شایسته ستایش است. مادر فهمیده و دانا، با جدیت از مشاجره با کودک و یا کوتاه آمدن در مورد خواست های نا به جای او دوری می کند و با قدرت مندی، راه او را بر خطا می بندد و این، بهترین راه برای حفظ سلامت جسمی و روحی کودکی است که نه خوب و بد را می شناسد و نه می تواند بفهمد و بشناسد.

گام به گام رو به سعادت:
 
مادر مسلمان، در کنار همه محبت های مادرانه و عاطفه بی پایانی که خداوند به او بخشیده، چون راهنمایی است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامی آشنا می کند. او با نقل داستان های واقعی یا تخیلی، تذکر گام به گام و بیان کودکانه از واقعیت ها و بایدها و نبایدها، کودک را با رفتاری مطلوب و اسلامی پرورش می دهد، آن گونه که این رفتارها از همان آغاز کودکی در وجود کودک برجسته می شود. چنین مادرانی که راه سعادت را بر روی فرزندان خود می گشایند، شایسته تحسین و پاداش الهی هستند.

نوشته شده توسط  در ساعت 11:25 قبل از ظهر | لینک  | 

مادر
ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:20 بعد از ظهر | لینک  | 

  

اين تصاوير از زيباترين والپيپرهاي بازيگر نقش يون سنگ  park eun hye  است . جالبه که در اينترنت از اين بازيگر عکسهاي بيشتر و زيباتري نسبت به خانم لي يونگ ئه يافت مي شود .

                                              

            

4 5 6 7 3 8

2  1

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:13 بعد از ظهر | لینک  | 

فردی  که در کنار خانم آئه ایستاده است ر امی شناسید و شاید کم وبیش در وب سایت ها ایشان را در تصاویر مختلف دیده باشید.کار گردان آخرین کار خانم لی آئه در سال 2005 در سینمای کره , جناب  Park Chan-Wook .(پارک چان وک) .پارک چان وک کار حرفه ای خود را در سال1988 با Kkamdong آغاز می کند.

خانم لی و کارگردان پارک چان وک

 

نگاهی کوتاه و اجمالی,  به خلاصه ی کارنامه ی( سینمایی) آقای پارک چان وک , که برای کشورمان ایران هم ناشناخته هستند  ما را به این نتیجه می رساند که اوج صعودی کاری ایشان از سال 2000 به بعد کلید می خورد.خصوصا در سال 2002 برای فیلم سینمایی همدری  با آقای انتقام که به دلیل درام تخیلی (ترس و وحشت) مورد استقبال  مردم کشور کره قرار  می گیرد و تصمیم ساخت نسخه ی دوم فیلم را برای ایشان محکم تر می کند و  همانطور که مطلع هستید , پارک ((Park Chan-Wook , این تصمیم را در سال 2005 بر روی صفحه نمایش سینما های کشور کره  با نام همدری برای بانوی انتقام علنی می کند .

 

پارک چان وک

علت ساخت نسخه دوم هم که از نظر محتوایی و داستان جدبد متن دارای تفاوت و ازلحاظ قالب به نظر با نسخه ی(اول) همدری با آقای انتقام یکسان به نظر می رسد  علاوه بر استقبال مردم از نسخه ی اول داستان  فیلم , یک متن داستان جدید پخته و به نظر خوب , همراه با بازیگران ستاره کره ای  می تواند این فیلم را کامل کند .نگاهی خلاصه به کار های آقای پارک چان وک  در سال های اخیر :

• 2005 : Sympathy for Lady Vengeance

• 2004 : Three, Monster

• 2003 : Old Boy

• 2003 : If You were Me

• 2002 : Taekwon Girl

• 2002 : Sympathy for Mr. Vengeance

• 2001 : Humanist

• 2000 : Joint Security Area

• 2000 : The Anarchists

• 1997 : 3 Memebrs

• 1994 : Mascara

• 1992 : Moon Is....Sun's Dream

• 1988 : Kkamdong

نوشته شده توسط  در ساعت 8:5 بعد از ظهر | لینک  | 

 

اما حال ملکه مادر بعد از دريافت دارو و غذا بدتر مي شود ...

آيا حال ملکه بهبود مي يابد؟

چه بر سر يانگوم مي آيد ؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 5:18 بعد از ظهر | لینک  | 

روز مادر وولادت حضرت زهرا مبارک

نوشته شده توسط  در ساعت 4:22 بعد از ظهر | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 5:17 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 5:59 بعد از ظهر | لینک  | 

کنگ داگو و همسرش هم به خاطر کنجکاوي در فکر يافتن جواب هستند :

37

هوآ-تا کيه؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام در ساعت 5:58 بعد از ظهر | لینک  | 

یانگوم  مورد حمایت ملکه واقع می شود .خانواده ی چویی هم  به دلیل حمایت ملکه از یانگوم مجبور به عقب نشینی  در مواضع خود می شوند.

ملکه اعتماد خودش را نسبت به یانگوم  در  این سکانس به خانواده چویی گوش زد می کند .او از یانگوم در خواست می کند تا برای غذای شبانه  اش همان غدایی که در  روز مسابقه درست کرده به خاطر مزه ی فراموش نشدنی اش  را ایجاد کند. یانگوم قصد پخت غذا را در آشپز خانه مخصوص می کند که با ممانعت بانوی اول آشپز خانه مواجه می شود.                 A

 

غدا مخصوص یانگوم

بانو اول هم همان غدای روز مسابقه را به طور اتفاقی پخت وآماده می کند و به نزد ملکه می برد!

                                                                             B

غدای بانوی اول

 

 

 

 

اما ملکه از او غذر خواهی می کند و در حضور بانوی اول از غدای مخصوص یانگوم تعریف وتمجید می کند .

C

دوئل

 

این سکانس یک سکانس ایهام آمیز ومعنا گرا است .نویسنده سریال در واقع  گیومیونگ را با تمام کار هایش به صفت زشت کار  کاهش رتبه داده و شخص جدیدی را که تماما از گیومیونگ بد رفتار ت