تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - شرح دوم قسمت 21

 

بانو یانگ  بشدت دچار ضعف از بیماری شده است .اما از نتیجه مسابقه قلبا راضی است .گریه کردن بانو یانگ با لبخند در اتاق خود دلیل بر این مدعا است.یانگوم از بانوهن در مورد اتفاقاتی(دزدیدن توسط آدم دزدان) که برای بانو هن افتاده از او سوال می کند.بانو هن از کوشش آنها برای جلوگیری از مسابقه دادن را عامل اصلی این ربودن می داند...

شرح 21

در نوبت کاری یانگوم در آشپز خانه در شب* یانگوم باگرفتن دفتر چه مادرش  قلبا از مادرش تشکر میکند. افسر مین جو او را دیده و به نزدیانگوم می آید .یانگوم می گوید که شنیده است که افسر مین جو به بانو هن کمک کرده و از ایشان تشکر می کند همچنین افسر مین جو در فکر راه حلی است که بتواند دزدان فراری را به دام بیندازد به کمک پلیس(ماوران حکومتی) و از کار خوب امروز یانگوم تعریف می کند .

شرح دوم

شرح 2

افسر مین جو به اداره پلیس و نزد مسول اداره پلیس رفته از تعجب خود مبنی بر دزدیدن بانو ی سلطنتی در هنگام بازگشت اش به قصر  می گوید .مسول پلیس که چیزی در این مورد نتوانسته پیدا کند از آزاد شدن گروه گانگ (مزدوران خانواده چویی) به دستور مسول خودش می گوید

شرح2

شرح 2

افسر مین جو به نزد رئیس پلیس رفته و علت آزاد کردن گروهی که او بازداشت کرده بود وحالا علت اصلی دزدیدن بانو سلطنتی است را از رئیس پلیس می پرسد.در پاسخ  او می گوید که فکر کرده که آنان در داخل زندان بوده اند تا قبل از این وباید بانو سلطنتی مواظب می بود که تا  توسط بازرگان نماهای داخل کرجی دزدیده نمی شد و آنها بانو را نربوده اند.بلکه فقط مانع رفتن او شده لند...

شرح دوم

شرح2

همچنین افسر مین از داگ جو در مورد حوادث دیروز سوال می کند او افسر مین جو را برای خوردن غذا دعوت می کند و در راه افسر مین جو از او در مورد حوادث دیروز می پرسد.داگ جو در رستوران از خدمت کاری که  در رستوران چویی کار می کرد قبلا از او اطلاعات خواسته بود و او دادن پاسخ را منوط به دادن پول کرده بود بااین حرف که می تواند به وسیله جنرال مین جو از گارد سلطنتی زندگی خود را تغییر دهد و اوبا تمام وکمال گفتن به این ها میرسد از او کسب اطلاع می کند. خدمتکار هم در مورد pan-sul  و   parkbu-kyum و چیز هایی که شنیده است را بازگو می کند که pan sul همیشه به اینجا می آید و parkbu-kyum هم اغلب به اینجا سر میزند ....

شرح 2

شرح 2

وزیر اول از این وضع گلایه کرده و برادر بانو چویی از این امر ابراز شرمساری می کند ودرباره آشپز خانه سلطنتی که  آنان ازدست داده اند حتی با حمایت مادر شاه و این که بانو هن از آنان در کل حمایت نمی کند شروع به گفت وگو می کنند و برادر بانو  چویی  مقداری رشوه به وزیر میدهد.....

بانو یانگ  که دیگر رمقی ندارد ازم خود را جذم کرده و به نزد  مادر پادشاه رفته و در پیش مادر پادشاه  از این که دیگر نمی تواند مانند گذشته کارهای بانوی  آشپز خانه سلطنتی را انجام دهد می گوید.همچنین از اینکه دیگر بانوی اول بعدی هم مشخص وقطعی شده واز مادر شاه می خواهد که به بانو هن چیزهایی بگویید وبه محض گفتن آنان از آنجا برود.مادر شاه از غمگین و مکدر شدن شاه  می گوید واز این که او اینجا را تر ک کند برای مادر شاه هم بسیار سخت است .

مادر شاه اجاز می دهد و بانو یانگ تا سه روز دیگر  در قصر باشند.بانو چویی با همکاری بانوان دیگر دربار وبانو منشی ها دربار می خواهد که از مادر شاه دوباره بخواهند که بانو یانگ بر سر کار بیاید وگرنه تمامی بانوان دربار با بانو هن همکاری نخواهند کردو دسیسه ای تازه ایجاد میشود.بانو هن هم از رفتن بانو یانگ بسیار  ناراحت شده  و از می خواهد که در قصر بماند چون به کمک او احتیاج دارد بانوان دربار در جلساتی مکرر با بانو چویی بیعت کرده و از همکاری نکردن با بانو هن  صحبت می کنند

 

شرح 2

شرح 2

چانگ ایی دختر ی که همیشه در آشپز خانه شروع به تناول و چپاول غذاها می کند ودوست یانگوم ویونسینگ است از حریر برای بانو هن پارچه ی تهیه کرده و سفارش لباس بانوی اول دربار را به دوستان خیاط سلطنتی داده وآنها را به اتاق بانو هن آورده تا اندازه های بانو هن برای لباس رابگیرد ...

 

شرح2

در حالی که بانو یانگ مریض است یون سینگ به پرستاری از ایشان مشغول هست بانو یانگ هم پس از گفت وگو با یون سینگ  او را مانند فرزند خود میداند و او رادر آغوش می کشد. بانو یانگ از یون سینگ می خواهد تا بانو هن را به نزدش بیاورد

شرح 2

شرح 2

با او از دوران کودکی اش می گوید واز علاقه اش به قصر در کودکی و از آمدنش به قصر به خاطر این که پدرش را امتحان کند که او را از این کار منع می کند یا خیر و ازاین که وقتی بچه کوچکی بوده این ها رافقط تصور کرده می گوید واز مردمی که در قصر هستند که شاید او ارا آزار دهند  یا این که به او کمک کنند و همیشه همین طور بوده  سخن می گویدو از عواطف و همدری که بعضی ها هم در قصر دارند با او سخن می گوید و از دوری ایشان با کسانی که کارهای پنهانی جهت به دست گرفتن مال و ثروت و قدرت در قصر را دارند بیان میکند((.صحبت های بانو یانگ خیلی  لذت بخش و احساس قلبی دار است)).بانو هن با گریه قصد تعظیم و احترام رسمی به ایشان رادارد که بانو یانگ با گفتن نباید به فرد مریض  و در حال مرگ احترام بگذاری از اتاق بانوی اول بلندشده و انجا را ترک می کند.اشک بشدت در چشمان بانو هن جمع شده  و...

شرح 2

شرح2

 بانو یانگ با حالت مریضی وپا درد فروان به مسول منشی های سلطنتی احترام می گذارد در حالی که تعجب وشاید هم کمی احساس محبت به بانو یانگ  می کند و از او می خواهد که تمام کینه هایی(جزئی) که از او داشته را فراموش کند و به بانو هن کمک کند و در آینده با او مهر بان باشد از بانو چویی هم می خواهد که کمی مدارا و ملایمت کند چون می داند که بانوان اول گذشته دربار برای مدت 60 سال در خانواده ی او چر خیده اند

شرح2

شرح 2

شرح 2

بانویانگ همرا با کمک یانگوم ویونسینگ صبح برای تبریک و شروع به کارکردن بانوی اول به محل غذا خوری می آید که ......واقعا خودتان به راحتی می توانید این صحنه ناراحت کنند ه را بااین تصویر ببینید.........

شرح 2

شرح2

به راحتی می توان حدس زد که آنها کجا هستند چه می خواهند..........

شرح قسمت دوم 21

شرح 21

شرح 21

بانو مین به طور زیرکانه از جمع  بانوان زیرکانه خارج شده و به بانو هن اطلاع می دهد که بانوان کجا هستند و می خواهند که بانو هن از مقام خود کنار گیری کرده و حاظر به اطاعت   از بانو هن نیستند....

شرح21

شرح21

شرح 21

شرح21

شرح 21

نوشته شده توسط الهام در ساعت 1:8 بعد از ظهر | لینک  |