بانو چوئي ، علائم مسموميت غذايي را نشان داد. يانگوم براي درمان بانو چوئي به اتاقش آمد .
بانو چوئي با تصور اينکه گيوميونگ وارد اتاق شده ، از ديدن يانگوم شوکه شد :
تو هستی "کیوم یونگ"؟
تو چرا ...؟
من راه درمان رو میدونم. من شما رو معالجه خواهم کرد.
بانوان پزشک دیگری هم هستند
چرا من باید توسط تو درمان بشم
يانگوم: من از بیماری مشابهی بهبود پیدا کردم
من بیش از هر کسی راجع به این بیماری میدونم...
و به همین خاطر هم بود که بانوی اول
پزشکان، من رو به اینجا فرستاد

در اين لحظه گيوميونگ وارد اتاق شد :
داری چه کار میکنی؟

دارم اون رو درمان میکنم
برو بیرون
شما باید یک بانوی پزشک دیگر رو بفرستید
من بیش از هر کسی راجع به این بیماری میدونم
چرا با من بحث میکنی؟
تو از چه چیزی میترسی که نمیخواهی من او را
معالجه کنم؟
چطور جرات میکنی با من اینطور صحبت کنی؟
همین الان از اینجا برو بیرون
اما بانو چوئي خود را نباخت :
نه. به کارت ادامه بده و من رو معالجه کن
حق با "یانگومه"
چرا من باید از اون بترسم؟
مطمئن نیستم که بانو "هن" در هنگام مرگش
چه چیزی راجع به من گفته
ولی من چیزی ندارم که به خاطرش شرمنده باشم
وقتی که من هیچ کار اشتباهی نکردهام
از چه چیز باید بترسم؟
به کارت ادامه بده و من رو درمان کن
ممکنه که بانو "هن" گفته باشه
که اون تنها انسان خوبه
در حالیکه با من مثل یک حیوان رفتار میکرد
من حالا در دستان تو هستم
به کارت ادامه بده

يانگوم ابتدا به قصد معالجه ، سوزن را نزديک دست چوئي مي آورد
اما گويا تحريکات بانو چوئي مؤثر واقع شده و يانگوم ...


يانگوم با يادآوري صحنه هاي مرگ مادرش و بانو هن در تصميمش مصمم تر مي وشد اما ...



اما باز پشيمان شده و درمان درست را پيش مي گيرد
من به زودی داروها رو با خودم میارم. بنابراین
تا اون وقت مخلوط آب میوه و چای زنبیل بنوشید
يانگوم با يادآوري حرفهاي ينگ دوک هدفش را محکمتر مي کند :
امیدوارم که هم در گرفتن انتقام و
هم در پزشکی موفق باشی
يانگوم :بانو، من هر دو کار را انجام خواهم داد. ولی به من
کمک کنید تا انتقامم را با سواستفاده از دانش پزشکی نگیرم
همونطور که اونها از غذا برای دستیابی
به قدرت سواستفاده کردند
لطفا به من کمک کنید تا از راه
درست و صحیح برنده بشم
حال نوبت گيوميونگ و چوئي است :
گ :چرا معالجهاش رو قبول کردی؟
چ :هیچکس نمیتونه بگه که در ذهن اون چی میگذره
اون چه کاری میتونه با من بکنه؟ اگر
بلایی سر من بیاد اون نمیتونه در امان بمونه
من ترجیح میدم که ببینم اینطوری اون
از پا درمیاد


