دوشنبه یکم مرداد 1386





خانواده چوئي براي بار ديگر احساس خطر کرده و دور هم جمع مي شوند :

پس فعلا مشکل مربوط به یانگوم نیست!
اون خیلی به بانو "یونگ" نزدیک بود
اگرچه اون به خاطر یانگوم هست که
اینطوریه، ...
ولی احتمالا نحوه رفتن بانو "یونگ" هم موثره
ما نباید اینطور قربانی بشیم
شاه هم به بانو "یونگ" علاقه داشتند
ما نباید همینطور منتظر بمونیم
اگر بانو "لی" فرزند پسری به دنیا بیاره...
يون سنگ از يانگوم درخواستي مي کند :
یانگوم، تو میتونی مراقب من باشی؟ مگه نه؟
بله، فکر کنم من بتونم یک بانوی پزشک
رسمی بشم ...
نه یک دستیار و در اون صورت
اجازه اقامت پیدا کنم

نوشته شده توسط الهام در ساعت 8:48 قبل از ظهر | لینک
|


