تغيرات سمت:

تمامی بانوان دستیار پزشک، وظایفشان
را انجام دادهاند
پس اونها به سمت بانوان پزشک رسمی منصوب میشوند
بنابراین، اگرچه همه ما برای هر بیماریای
دور هم جمع میشویم
هر یک از آنها به یکی از محلهای اقامت منصوب میشوند
آیا شما اونها را منصوب کردید؟
ادامه بدهید و اونها رو اعلام کنید
بانوي سرپرشت سمت هاي جديد را مي خواند :
دو بانوی پزشک منصوب میشوند به...
هر قصر و شما موظفید که چکآپهای منظم
روزانه را انجام دهید
"ایون-بی" در قصر ملکه مادر خواهد ماند
"شین-بی" در قصر شاهزاده
و در مورد قصر ملکه که "یوئل-یی" در
اونجا کار میکرد
از این به بعد یانگوم به اونجا خواهد رفت
"یوئل-یی" به بانو "لی" خدمت خواهد کرد که اخیرا
نشان سنجاق "سوک-ون" رو دریافت کرده
از قصر ملکه گرفته تا قصر بانوی "سوک-ون"
پس تمام تلاش خودتون رو به کار ببرید
دوستان يول يي به او دلداري مي دهند :
میدونم... آیا ممکنه که عالیجناب
"مین" در این امر دخالتی داشته باشه؟
"یوئل-یی" خودت رو نباز
همه ما پشت تو هستیم و اگر تو پشتکار خودت
رو حفظ کنی..
دوباره به قصر ملکه برمیگردی
يول يي :نه، اوضاع خوب شد. اینطوری دیگر یانگوم
نمیتونه من رو تحت کنترل داشته باشه
"یوئل_یی" فرد بسیار خوبیه
يانگوم به اتاق جلسات باز مي گردد تا شايد بتواند جاي خود را با يول يي عوض کند .
چهره نگران افسر مين در اين صحنه گوياي احساسات عميق او درباره يانگوم
و ترس از مشکلات دوباره يانگوم است .
موضوع چیه؟


چیزی نیست
بعدا بهت میگم
آیا موضوع شخصیای در میانه؟
نه... مربوط به انتصاب پزشکانه
آیا در مورد قصر ملکه نتیجه مورد نظر تو
حاصل نشد
ما رابطه تو با "یوئل-یی" رو مد نظر قرار دادیم
و به همین دلیل شما دو تا رو دور از هم قرار دادیم
ضمنا، "یوئل-یی" خودش هم مایل بود که کنار بره
پس تو رو اونجا گذاشتیم
يانگوم به نزد سوک ون مي رود اما يول يي را در آنجا مي بيند.

خوش اومدی. من شنیدم که "یوئل-یی" به عنوان
بانوی پزشک مسئول سلامت من تعیین شده، ولی
من میخواستم که این کار رو تو انجام بدی
اوه، نه بانو. "یوئل-یی" تجربه و مهارتی
بیش از من داره
يولي يي هم بيرون رفته و به يانگوم مي گويد :

از عالیجناب "لی" گرفته تا بانو "لی"
تو همه رو میشناسی
من بسیار احمق بودم که بدون دانستن همه
ارتباطات تو، با تو مبارزه کردم
به همین دلیل من دست کشیدم
پس تو هم من رو تحریک نکن
من مسئول اینجا هستم. آیا میخواهی که
من رو از اینجا هم بیرون کنی؟
یا شاید نمیتونی به مهارتهای من اعتماد کنی؟
نه... من فقط اون رو از گذشته میشناسم
لطفا از اون به خوبی مراقبت کن
يول يي به نزد سوک ون برگشته و :
یانگوم از من خواست که از شما به خوبی مراقبت
کنم. من شنیدهام که اون به شما نزدیکه
بله، ما یکدیگر رو از زمان بچگی میشناختیم
نگران نباشید. من بهتر از آنچه که یانگوم میتوانست
از شما مراقبت خواهم کرد
آیا نبض مشکلی داره؟
نه بانو. ولی شما باید در خلال 4 ماه اول
بیش از حد محتاط باشید
در شروع ماه دوم شما به چیرهای ترش احتیاج دارید
این به دلیل آن است که کبد شما در این
زمان به کودک خون میدهد
پس فکر نکنید که این امر غیرعادی است
لطفا به من بگین. اگر اینطور باشه،
دلیل اینه که یکی از اندامهای درونی بدن ضعیف شده
من به شما در موارد مختلف، از غذا گرفته تا
راه رفتن کمک خواهم کرد، پس اصلا نگران نباشید
بانو لي :حتما... ولی در واقع من کمی نگرانم
مادرم برای زایمان من دچار مشکل شد
و برای مدتی طولانی بعد از زایمان
بیمار بود
نگران نباشید. من با تمام وجود به شما خدمت میکنم

يول يي يا بانو چوئي و گيوميونگ وارد بحث مي شود :
پس حالا تو مسئول بانو "لی" هستی؟
این فعلا خیلی خوبه
با این حال، یانگوم اغلب به اونجا سر میزنه
ولی اون قادر نیست در قلمرو من دخالت کنه
این نوع رابطه در داروخانه متداوله
پس راجع به اینکه چطور باید کاری کنی تا
اون بچهاش رو بیاندازه فکر کردی؟
بله، من نبض اون رو بررسی کردم و متوجه
شدم که کار دشواری به نظر نمیرسه
به هرحال به یاد داشته باش که این
فرزند پادشاهه
اگر لو بری، در خطر خواهی بود
نگران نباشید، من مراقب هستم

پزشکان اطلاعات معاينه درباريان را به اطلاع هم ميرسانند :
در مورد ملکه چطور؟
یانگوم گفت که گلو و شانههای ایشون درد میکنه
به همین دلیل بهشون دارو میدهیم
این یک نشانه متداوله که بر اثر وزن
موها به وجود میآید.
بانو "لی" چطوره؟
نبض اون حالت "یوYu" داره، بیحاله و پژواکهایی رو میشنوه
باید کم خونی باشه
این در زمان بارداری بسیار رایجه
پس باید در مورد غذا دقت بیشتری بکنید
اگر نشانهها بدتر شدند باید از داروی
ریشه آنجلیکا استفاده کنید

