تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - بايگاني پزشکي ( قسمت 42 )

 

ادامه صحبتهاي يانگوم و افسر مين :

 

 سوابق پزشکی سلطنتیه؟?

 

بله

 

ولی فقط ملازمان خاص پادشاه که به سوابق خصوصی

دسترسی دارند مجاز به دیدن آن‌ها هستند

 

 

حتی افسران ارشد هم اجازه ندارند به اونجا وارد بشوند

 

 

پزشکان می‌توانند به آنجا وارد شوند

 

ولی این فقط در مواقعی است که سلامت پادشاه

در خطر باشه

 

و اون هم فقط با کسب‌ اجازه از ملازمان خاص ممکنه

 

باید راهی باشه

 

ما باید راهی پیدا کنیم

 

 

 

 

اگر يادتان باشد وقتي که پيشکار يانگوم را ديد و شناخت ، يانگوم از او درخواستي کرد .

يانگوم بعد از صحبت با افسر مين به ياد صحبتهايش با پيشکار مي افتد :

 

هرچند من نمی‌توانم در موارد مهم کمکی بکنم

 

ولی من باید قادر باشم در موارد کوچک

کارهایی را انجام دهم

 

اگر نیاز به کمک داشتی به من رجوع کن

 

من درخواست کوچکی دارم

 

در مورد بانو "لی" است

 

بله، شاه اخیرا ایشون رو تصادفا دیده‌اند

 

ایشون مثل دختر بانو "یونگ" بودند

 

واقعا?

 

من شنیدم‌ام که شاه بعد از آخرین‌باری که

با ایشون خوابیدندr

 

دیگر ایشون رو ندیدند

 

اگر شما بتوانید کمک کنید که....

 

ه، نه. چنین مواردی تنها با اراده شاه

انجام می‌گیرند

 

ولی اگر بخت مساعدی وجود داشت،  

آن وقت من هم سعی خواهم کرد تا کمک کنم

 

متشکرم آقاr

 

من شرمنده‌ام، ولی خواهش دیگری هم دارم

 

بله... چه خواهشی؟?

 

من می‌خواهم که سوابق پزشکی شاه رو ببینم

 

چی؟

 

 

من می‌دانم که یک پزشک زن حق نداره....

 

ولی من شنیده‌ام که این سوابق توسط

ملازمان خاص نگهداری می‌شود

 

لطفا به من کمک کنید تا نام بانو "هن" رو 

پاک کنم

 

من نمی‌تونم چنین کاری بکنم

 

قربان!

 

این آرشیو خصوصی قصر پادشاهه. غیرممکنه

 

حتی فکرش رو هم نکن

 

 

 

 

باز هم کنگ داگو و همسرش شروع به تقلب و خرافات بازي مي کنند .

 

 

 

 

گفتم که نمی‌تونی اون‌ها رو برداری

 

منظورتون چیه؟ من فقط برای 10 ماه اون‌ها رو

لازم داره

 

بعدا اون‌ها رو بر می‌گردونم

 

 

کنگ داگو بيني يک مجسمه بودا را از جا درمياره و همراه چند تکه لباس به بانو مين مي دهند

 

 

 

 

 

این صدها بار از یک ورد نوشته شده موثرتره

 

اون سنگ رو اونجا احساس کن

 

 

 

بانو مين هم اينها را به يون سنگ مي دهد :

 

این لباس حاملگی مادری است که تا به حال

 فرزند به دنیا آورده15

 

این رو در زیر بالشت قرار بده و اون‌وقت

فرزندی سالم رو به دنیا خواهی آورد

 

این تکه‌ای از سنگیه که بودا لمس کرده.

کمک می‌کنه که زایمان راحتی داشته باشی

 

به این دلیل هست که زنان باردار برای

لمس آن میان

 

این وحشتناکه

 

ولی اگر می‌خواهی که فرزند سالمی به دنیا بیاوری

باید به حرف‌های من گوش کنی

 

بانو "مین" من فکر می‌کنم که یک چیزی عجیبه

 

یانگوم به اینجا اومده تا جایگزین "یوئل-یی" بشه

و تغییر در غذاها

 

همه چیز بعد از اینکه اون‌ها برای معاینه

نبض من آمدند تغییر کرد

 

این غذاها رو یانگوم برای شما توصیه کرده

 

این روزها اغلب بانو "چویی" و یانگوم رو 

در خواب می‌بینم

 

نمی‌تونم خوب به خاطر بیارم، ولی به نظر

می‌رسید که یانگوم در خطره

 

من کمی نگرانم..

 

احتمالا موردی برای نگرانی وجود نداره

 

میگن که معمولا آدم خلاف اونچه رو که قراره

اتفاق بیافته در خواب میبینه

 

 

 

 

چیه؟ آیا چیزی برای گفتن به من داری؟

 

ملکه می‌گویند که درد شانه‌های ایشون هر

صبح بدتر می‌شه

 

بنابراین نگران شدم که مبادا ایشون 

بیماری دیگری داشته باشند

 

من می‌خواهم که سوابق پزشکی خصوصی ایشون

رو بررسی کنم

 

لازم نیست این کار رو بکنی. آیا نشنیدی که این 

امر به دلیل وزن موهاست ؟

 

 

فقط باید ایشون رو ماساژ بدی

 

به عنوان پزشک ایشون من مایلم همه چیز رو 

درباره ایشون بدونم

 

من شنیده‌ام که یک پزشک باید سوابق رو از دوران

کودکی و همچنین تاریخچه خانوادگی بیمار بدونه

 

بنابراین خواهش می‌کنم به من اجازه بدید به اتاق

سوابق خصوصی وارد بشم

 

من نگرانی شما رو درک می‌کنم، ولی موضوع اینه

که شما ...

 

نمی‌توانید وارد اتاق سوابق بشوید

 

من باید از سرپرست پزشکان در این 

خصوص اجازه بگیرم و

 

حتی سرپرست پزشکان هم باید اجازه 

این کار رو از

 

ملازمان مخصوص بگیره تا بتونه وارد

اونجا بشه

 

 

پانسول چوئي و خانواده  نگران اقدامات يانگوم ، افسر مين و پادشاه هستند:

 

 

اگر می‌خواست موضوع را فراموش کنه، هرگز برنمی‌گشت

 

ه نظر می‌رسه که موضوع بیش از یک دردسر ساده استe

 

نگرش پادشاه بیش از پیش تیره شده و ..

 

بانو "لی" هم به خاطر وجود بچه به یکی از 

بانوان رده بالا تبدیل شده

 

دیگه موضوع فقط خلاصی از دست یانگوم نیست

 

با خلاصی از دست اون ما دچار مشکلات

بیشتری خواهیم شد

 

حرکات عالیجناب "مین" بسیار عجیبند

 

به عنوان یکی از دفاتر اداری، نیازی به حضور

افراد نظامی در آنجا نیست

 

ولی تعداد اون‌ها در حال افزایشه

 

قطعا این نقشه‌ای برای برملا کردن روابط من

و عالیجناب "اوه" است

 

 

فعلا کاری نیست که بتوانیم انجام بدیم.

 

چون تحت حمایت وزیر دست چپ قرار داره

 

ما باید وقتی که می‌توانستیم ریشه

مشکل را از بین می‌بردیم

 

 

ديالوگهاي بانو چوئي را به ياد داشته باشيد ( چون ممکنه در تلويزيون تغيراتي داده بشه)

 

 

قصد ندارم الان تو رو سرزنش کنم، چون

این اشتباه من بوده

 

ما باید تمام جزییات رو در نظر می‌گرفتیم

 

حتی اگر باعث می‌شد پای تو به میان بیاد

 

ولی هنوز هم راهی هست

 

هرچند که اون یکی از بانوان دربار نیست...

 

اگر مشخص بشه که او با یکی از افسران در رابطه

است، هر دو اون‌ها باید اخراج بشوند

 

این اغلب اتفاق میافته و کسانی که

به چنین دلایلی اخراج شوند

 

>به دلیل رسوایی دیگر قادر نخواهند بود

به قصر برگردند

 

می‌خواهی چه کار کنی؟

 

آیا تو هنوز هم در انتظار "مین" هستی؟

کسی که نه می‌توانی به دستش بیاری و نه فراموشش کنی

 

شما باید تصمیم بگیرید و عمل کنید

 

تو باید در صورتی که من به هر دلیل مردم

خانواده را هدایت کنی

 

خوب فکر کن که چه کاری باید انجام بدی

 

 

 

يکي نيست به ملکه بگه مگه مجبوري اينهمه موي بلند با خودت جابجا مي کني ؟ !

 

يانگوم با ملکه تقاضاي خود را مطرح مي کند

 

 

وقتی که من رو ماساژ می‌دهی، احساس می‌کنم که 

حالم خوبه، ولی وقتی که می‌نشینم باز احساس درد می‌کنمl

 

این امر احتمالا به دلیل وزن موهاست و ...

 

بله، من هم نگران این امر هستم

 

مادر پادشاه هم همین مسایل رو داشت، ولی 

فکر کنم که من ضعبف‌تر از اون عمل می‌کنم

 

بله، من هم نگران این امر هستم

 

 

در شانه‌هایتان و گردن و همچنین احساس خشک ش

 

من نگرانم که این موارد بر اثر بیماری دیگری باشند

 

به همین دلیل من تقاضایی دارم

 

 

بازخواست يانگوم :

 

يانگوم توسط پزشک شين و سرپرست پزشکان به خاط اين تقاضا مؤاخذه مي شود :

 

 

!تو سعی داری چه‌کار کنی؟ خیال داری؟

مافوق خودت عالیجناب "یونگ" رو نادیده بگیری؟

 

چطور جرات می‌کنی چنین تقاضایی رو مطرح کنی؟

 

مهم نیست که تو چقدر محبوبیت داری 

تو فقط یک بانوی پزشک هستی

 

اتاق سوابق اختصاصی فقط در زمانی استفاده می‌شود که مورد اضطراری پیش آمده باشد

 

طور جرات می‌کنی که تقاضای ورود به آنجا رو بکنی!

 

من متوجه توجه و علاقه تو به عنوان

یک پزشک زن هستم

 

ولی حتی پزشک مسئول هم نمی‌تونه آزادانه به 

آنجا وارد بشه

 

علاوه بر این، تو کاملا نظام سلسله مراتب

داروخانه رو نادیده گرفتی

 

به نزد ملکه برگرد و از ایشون عذرخواهی کن

 

و نگذار که چنین مسایلی دوباره پیش بیان

 

تو داری چه کار می‌کنی؟ به ایشون جواب بده

 

من نمی‌توانم چنین کاری بکنم

 

چطور جرات می‌کنی؟!

 

متاسفم، عذر می خواهم عالیجناب "یونگ"

 

لطفا همین یک بار من رو ببخشید. فقط یک بار

 

 

حتي شين بي هم :

 

 

یانگوم، چرا این کار رو کردی؟?

 

تو تقریبا اعتماد اون‌ها رو به خاطر 

بانو "لی" کسب کرده بودی

 

ولی حالا دوباره نفرت اون‌ها رو برانگیختی

 

اين هم سرزنش يکي ديگه :

اون به دلیل توجه و حمایت ملکه، نسبت

به همه چیز بی‌توجهه

 

ولی این باعث نمی‌شود که نسبت به ما بی‌توجه باشی

 

ولی حالا، حتی نسبت به پزشکان؟?

 

من متاسفم... من جدا متاسفم.

 

اما يانگوم از رو نميره ! و به اتاق سوابق پزشکي ( بايگاني ) مي رود .

 

 

تو کی هستی؟?

 

من بانوی پزشکی هستم که مسئول ملکه است

 

ک بانوی پزشک اجازه ورود نداره!

 

 

اما چون لطف ملکه شامل حالش شده مي تواند بدون مشکل وارد شود :

 

به اون اجازه بدهید وارد بشه. من نامه‌ای از ملکه

درباره اون دریافت کردم

 

برو داخل

 

من به دلیل فرمان ملکه به تو اجازه ورود می‌دهم

 

به هر حال تو فقط 4 ساعت می‌تونی بمونی

 

 

نه اجازه داری چیزی رو بیرون ببری، و نه اجازه داری

از چیزی رونوشت تهیه کنی

 

فهمیدی؟?

  

برو داخل، سوابق ملکه در سمت راست قرار داره

 

شيطنت يانگوم و شروع سکانسهاي دلهره اي :

 

 

 

يانگوم بجاي اينکه به طرف طبقه مدارک ملکه برود ، به  سمت مدارک پادشاه مي رود :

 

تو داری اونجا چه کار می‌کنی؟!

 

اون طرف نیست. سوابق ملکه در سمت راست هستند

 

متاسفم، این اولین باری است که به اینجا میام

 

 

 

اما يانگوم موفق مي شود که يکي از دفتر ها را بردارد و آن را در .... پنهان مي کند

 

صبر کن

 

رو کن به من

 

دستات رو دراز کن

 

دستهات رو ببر بالا

 

 

چه کار داری می‌کنی؟

 

يانگوم توسط نگهبان بازرسي بدني مي شود و خوشبختانه يانگوم گير نمي افتد

 

خوبه، حالا می‌تونی بری

 

 

 

يانگوم مدارک را در جورابش پنهان کرده !

 

 

اين صحنه را در ذهنتون داشته باشيد ، يه نيم نگاه جالب براش دارم .

 

در لحظه اي که يانگوم مدارک را از جورابش درمياره يول يي سر ميرسه:

 

 

تو داری اینجا چه کار می‌کنی؟?

 

چیزی نیست؟

 

آیا آمدی تا من رو کنترل کنی؟

 

 

يانگوم به نزد ينگ دوک رفته و :

 

 

امروز زود به خونه آمدی

 

موضوع چیه؟

 

این چیه؟

 

این سوابق پزشکی پادشاهه

 

چی؟!... چطور...؟!

 

تو داری چه کار می‌کنی؟?

 

آماده شو تا اون رو کپی کنی

 

نباید فردا اون رو برگردونی

 

ه، چون فردا تصمیم دارم یکی دیگر بردارم

 

تو دیوانه‌ای...

 

این قطعا آنفلوآنزا است. جالبه که اینطور

مداوم تکرار شده

 

 

30 دقيقه بعدي شامل سکانسهايي است که شما با دلهره و ترس يانگوم و همچنين دستگيري او همراه مي شويد . البته گيوميونگ هم به نزد افسر مين مي رود و ...

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 9:37 بعد از ظهر | لینک  |