تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - موفقیت(قسمت 45)

 

توصیه : دوستان که مشکل قبض تلفن دارند

۱:بعد از آمدن نوشته ها و عکسها می توانید دیس کانکت بشین چون صفحه در هارد سیستم شما  ذخیره شده و پاک نمی شود

۲: بعد از دیدن مطالب دوباره می توانید کانت بشین و هیچ مشکلی پیش نمی یاد

 

 

انتقام :

بانو چویی یوالی را صدا میزنه و ماموریت عجیبی بهش محول میکنه .ولی وفاداری یوالی  به رییس پزشک  مانع از انجام این کار میشه

بانو چویی : تو باید این کار را برای ما انجام بدی

یوالی : چه کاری ؟

بانو چویی : مهم نیست که من در این مورد چه فکری می کنم . این تنها میتونه کار رییس پزشک باشه

کسی که قارچهای پاپیلیونسیس را توی ظرف ادویه ما ریخته

ما نمی تونیم اینطور تحمل کنیم

نوشتن مقدار کمی سم آرسنیک توی تجویز 

نوشته شده توسط اون قبل از روزی که عالی جناب بیمار بشه

یوالی :چی ؟

بانو چوبی :من فقط  همان قدر که دریافت کردم برمیگردانم .این کار را بکن

یوالی : اما من با اون نسخه دارو درست کردم

بانو چویی : تو فقط باید بگی که  دستورات اون را دنبال میگردی 

و اون بهت گفته که این دارو برای عالی جنابه

و ما تو را حمایت می کنیم

تو چیزهای خوبی از ما دریافت کردی و خودت گفتی که تو طرف ما خواهی بود 

درست نمی گم ؟

یوالی : باشه

یوالی بیرون میره و بانو چویی  هم خودش می دونه که ریختن قارچها کار رییس پزشک نبوده

بانو چویی : فقط یوال یی میتونسته اون قارچها را ریخته باشه 

ما خواهیم دید که اوضاع چطور پیش میره

یک نفر را مراقب یوال یی گذاشتی ؟

یانگرو : بله بانوی من

یوالی مردد انجام اینکار و با خودش فکر میکنه

یوالی مررد انجام کار

نگرانی یوالی از آینده

 و به خونه بانو پارک میره تا به بانو پارک موضوع  را بگه :اینکه بانو چویی دنبال کسی که قارچهای سمی را توی ظرف ادویه ریخته .غافل از اینکه مکی عموی یانگرو دنبالشه

یوالی به خانه بانو پارک میره  

مکی عموی یانگرو

دسیسه بانو پارک :

یانگرو قضیه را از مکی شنیده و به بانو چویی میگه :

گیوم : تو مطمئنی ؟ اون واقعاً با ملازم بانو پارک ملاقات کرد ؟

یانگرو : بله

بانو چوی : بالاخره مسائل روشنتر شدن

گیوم : پس کار بانو پارک بوده

یانگرو : ما باید چی کار کنیم ؟

لوزم تشخیص هویت :

بانو چویی : باید بفهمیم که یوال یی چه رابطی با بانو پارک داره

همچنین بفهمیم که پدر یوال یی کیه

اون(یوالی) صاحب جدید زمینهای گیاهی برادرم شده

گیوم : حتی میتونسته نخست وزیر جناح راست آقای او گیومو

بانو چویی : نمی دونم

نتیجه گیری :

یانگوم به درمانگاه سری رفته و نتایج تحقیقات را با ینگ دوک در میان میزاره

یانگوم : بیماری به نظر نمی آید بهکت باشه

اما به نظر هم نمیاد که از آنفلونزا  باشه

من این را با راه های مختلف برسی کردم

ینگ : پس این بیماری چیه ؟

میتونه این باشه . این میتونسته التهاب کبد باشه

این میتونسته همچین علائم حادی را نشون بده

اما من این را دیدم که 10 یا 20 سال بعد ظاهر میشن 

یانگوم : بعد از اینکه خیلی چیزها را برسی کردم بیشتر مطمئن شدم

تجویز نسخه :

سرانجام یانگوم نسخه تجویزی خودش را  به ملکه میگه که کم و بیش شبیه  نسخه رییس پزشک بود . واین باعث تعجب همگان میشه

ملکه : تصمیمی  در مورد تجویز نسخه گرفتی ؟

یانگوم : بله

ملکه : چی هست ؟

این ریشه بنگ جی و جینسنگ(عشقه ) قرمز است

دلیلش اینه که

ملکه : دارو را  بیار ما وقت نداریم

یانگوم : حتماً

در خواست کمک :

یانگوم به دارو خانه رفته و دارو ها را آماده میکنه  که دکتر شین و یونگ وارد میشن

یانگوم : من به کمک نیاز دارم . لطفاً دوباره بهم نشون بدین که چطور عشقه قرمز درست کنم

دکتر یونگ : پس تو به اون شک داشتی ؟

یانگوم : بله

دکتر شین : من  امیدوارم که رییس پزشک در وضع مشکلتری قرار نگیره

یانگوم : من هیچ مخالفتی با تجویز اون نداشتم

 

 دوره درمان (مرحله اول )

و مرحله اول درمان شروع میشه این مراحله درمان بوسیله غذا و گیاهان دارویی می باشد .

گیوم غذا را برای عالی جناب درست میکنه .البته یانگوم همه مراحل کار را  زیر نظر داره

یانگوم و نظارت بر درست کردن غذا

خودش شخصاً غذا را به شاه میده و در مورد غذا توضیح میده

یانگوم به شاه غذا می دهد 

افسر مین در زندان امید به آینده دارد (تمرکز کرده )

 

بازداشتها (مرحله دوم )

چند روزی از شروع تجویز نخسه یانگوم میگذره اما گشایشی در بینایی شاه حاصل نمیشه !!

و ملکه مراتب اعتراض وحشتناک خودش را به رخ یانگوم میکشه

یانگوم : عالی جناب ، لطفاً این را بخورید

ملکه : سرورم .بخورید

شاه غذا را نمی تونه بخور و یانگوم اصرار به این کار داره که ملکه یانگوم را پرت میکنه و

پرت شدن یانگوم توسط ملکه

مواخذه شدن یانگوم

ملکه : من به تو اعتماد کردم . اما چطوریه مشکلات پوستی و چشمایشان بهتر نشدن ؟

این عشقه قرمز چه خوبی داره اگه ایشون نتونه ببینه ؟چه خوبی ؟

همین الان بندازشون برون

یانگوم : نه عالی جناب . ایشون باید بخوره

اون بهتر شده ، ایشون بهتر میشن

ایشون باید بخورن

ملکه : من برای اعتماد کردن به تو گناهکارم

من گناه کارم  که به تو اعتماد کردم

(منظور اینکه چرا عقلش را داد دست یانگوم)

ملکه : سرورم . در عوضش من را بکشید

شاه : ملکه آروم باشین ، آروم باشین

ملکه : این دختر بد کاره را بندازین بیرون

این دختر را بندازین بیرون

یانگوم : عالی جناب پادشاه باید داروها و غذاهای من را بخورند

این تنها راه برای درمان ایشونه

لطفاً به من اطمینان کنید

ایشون باید اینها را بخوره . لطفاً بهم اعتماد کنید

عالی جناب . عالی جناب

اما هنوز برای اعتماد کردن زوده

شکست :

یانگوم دوباره به زندان سپرده میشه

یانگوم در زندان

گریه یانگوم از شکست

 و خانوداه چویی ها  هم دوبار باز داشت میشن

گیوم : پس حالا چه اتفاقی میوفته ؟

بانو چویی : ملکه توی حالت اضطرابه . کسی نیمتونه باهاش صحبت کنه 

اما بطور قطع گفته های رییس پزشک ارزش بیشتری داشتند

گیوم : پس این یعنی بازگشت به نقطه اول

در همین اوضاع که دستور بازداشت اونها هم میرسه

بازداشت بانوان چویی  

ملاقات در زندان :

بانوان چویی هم در سلول کناری یانگوم تشریف فرما میشوند  و با  هم خوش و بش میکنند

بانو چویی : تو خیلی مطمئن صحبت میگردی

هم سلولی شدن بانو چویی و یانگوم

 یانگوم : شما ترسیدین ؟

من میترسم

من میترسم که ممکنه اینطور بمیرم

بدون اینکه نام بانو هن را پاک کنم

بازجویی : 

فردا صبح متهمان ردیف اول برای باز جویی آماده میشوند و قاضی القضات این دفعه کسی نیست جز نخست وزیر اوه 

اول اسباب شکنجه آماده میشه

آماده کردن ابزار شکنجه

متهمان در جایگاه قر ار می گیرند

متهمان اماده باز جویی

و بازجویی شروع میشه

وزیر اوه : به جرمهاتون اعتراف کنید

همه جزئیات حوادثی را که مسئولش بودین را اعتراف کنید

وزیر اوه در نقش قاضی

افراد . با پیچ دادن پاهاشون شکنجه شون کنید تا به جرماشون اعتراف کنند

دستور شکنجه

در همین حال رییس خواجه آمده و از موثر بودن تجویز یانگوم میگه و اونها از شکنجه فراری میده

درره درمان (مرحله دوم)

یانگوم به اتاق شاه میره

ملکه : یانگوم سریع بیا نزدیک

بیا اینجا . بیا

بعد از اینکه بیرونت کردم پزشکان ایشون را معاینه کردن

(اصلاً هم احتیایج به معذرت خواهی نیست )

و ایشون الان خیلی  بهتر شدن

دکتر یونگ : پوست ایشون خیلی بهتر شده

دکتر شین : ایشون دیگر بیماری پوستی ندارن

ملکه : دکتر شین و یونگ گفتن که نسخه تو کار داده

برای اینه که دوباره صدات کردم

اگر چه پوست ایشون بهتر شده اما چشماشون هنوز همانطوریه

دوباره معاینشون کن

بیا جلو و معاینشون کن

یانگوم هم برای درمان شاه آستین بالا می زنه و بغچه اش را پهن میکنه

یانگوم آماده درمان شاه

خودش شاه را طب سوزنی میکنه

طب سوزنی شاه توسط یانگوم

و شروع به ماساژ شاه میکنه

ماساژ دادن شاه

تلاشهای یانگوم تا این وقت شب

و تا صبح شاه را ماساژ میده

 

موفقیت :

سرانجام شاه خوب میشه و چشمهاش را باز میکنه و اولین کسی که میبینه یانگوم

خوب شدن شاه

یانگوم اولین کسی که توسط شاه دیده میشه

 

 

 

نیم نگاه(قسمت 46)

 

شاه مسموم شده بود

یانگوم و افسر مین پس از آزادی

نتیجه سر نخ طلایی

نبرد با قاچاقچیان

درد دل یانگوم و شاه

یانگوم و تقاضا از رییس پزشک

پیل دو آماده برای کشتن رییس پزشک

خود کشی رییس پزشک

اخطار به بانو چویی

اتمام حجت با بانوان چویی

پیشنهاد همکاری با یانگوم

 

نوشته شده توسط داریوش در ساعت 3:33 بعد از ظهر | لینک  |