تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - شرح قسمت بیست و پنجم

                  شروع خوب ****************پایان ناگوار

*** بانو هن مثل مادر یانگوم

بانوهن یانگوم را به قسمت هایی از قصر میبرد که با مادر یانگوم در این قسمتها خاطراتی مانند  تمرین پختن غذا و..را داشتند.از صفات اخلاقی میو نگی که بسیار شبیه صفات اخلاقی یانگوم است با اوصحبت میکند.پس از این *یانگوم بانوهن را در آغوش گرفته و در دلش از مادرش می خواست تا اینجا بوده وآنها (یانگوم وبانو هن )را می دیده است.

25

25

25

25

***خانواده چویی باعث مرگ میونگی شده اند

بانو هن ازیانگوم علت مرگ واتفاقاتی که برای یانگوم ومادرش افتاده است را سوال  میکند.یانگوم در صحبت های بانو هن* متوجه میشود که  خانواده چویی(خصوصا چویی پان سول و بانو چویی* زمانی که بانو چویی یانگوم ومادرش را در سئول می بیند)درمرگ مادرش نقش داشته اند. یانگوم ماجرای مرگ ودفن کردن مادرش در غار رابرای بانوهن باز گو می کند.بانو هن هم ماجرای دسیسه ناکام بانو چویی و خانواده اش *برای نابود کردن شاه سابق و انداختن اتهامات به گردن میون گی وخوراندن سم به میو نگی و پاد زهر سمی که مخفیانه به او خوراند تا زندگی مادر او را نجات دهد را شرح میدهد.

25

25

 ***نامه  میونگی نیست؟!

یانگوم ,بانو هن را به محلی که نامه مادرش خطاب به دوستش را مخفی کرده می برد.اما نامه را نمی یابد.از طرفی چویی پان سول,  پودری(سمی)    را مخفیانه به گیوم یونگ داده و از او می خواهد که هیچ اشتباهی در این مورد انجام ندهد.

25

25

25

25

25

 ***دلیل ربودن نامه وپیدا شدن کتابچه میو نگی.

ازطرفی بانو هن ,می پندارد که نامه میو نگی به این علت ربوده شده که,محتوای نامه گواهی بر ثابت کردن  نقش بانو چویی در مسوم کردن پادشاه سابق بوده است.یانگوم هم در حضور بانو هن علت گم شدن کتابچه مادرش را دلیلی بر این موضوع می داند که بانو هن کتابچه را به یانگوم نشان می دهد و او از بودن کتابچه نزدایشان تعجب می کند.

25

25

***یانگرو حبس میشود

اما بانو هن ,بلافاصله مامور مخفی بانو چویی(یانگرو) را به انبار غذا احضار کرده وازاو می خواهد که بگوید که کتابچه را از کجا آورده.چون یانگرو حاضربه گفتن واقعیت نبود ,بانو هن ,یانگرو را در انبار حبس می کندو از او می خواهد تازمانی که به او دستور نداده,از انبار خارج نشودوموضوع پیدا کردن دفترچه توسط یانگرو را,به یانگوم اطلاع میدهد.یانگوم هم به بانو هن اشاره می کند که دزدیدن نامه مادرش باید کار یانگرو باشد.

25

25

***احساس خطر بانو هن

بانوهن  مطمعن است که یانگرو نامه را به بانو چویی تحویل داده است واو نامه را خوانده است.اما نباید بانو چویی از وجود فرزند میونگی (یانگوم)در قصر با خبر شود و از بابت آسیب رساندن بانو چویی در قصر  به یانگوم بشدت احساس خطر می کند.حتی از اینکه نمی تواند به نزد پلیس(جهت بازگو ماجرا)بدون مدرک بروند بیشتر ناراحت میشود.

25

25

***بانو هن در مقابل بانو چویی,گیومیونگ,یانگرو

گیوم یونگ دنبال یانگرو می گردد.متوجه میشود از دیروز که بانوهن اورا احضار کرده کسی اوراندیده است.قصد ریختن پودر سمی در غذا رامی کند .اماموفق نمی شودچون بانو چان  او را صدازده واز می خواهد که به اتاق بانو هن برود.بانو هن که از طرف بانو چویی احساس خطر می کند به خاطر در امان ماندن یانگوم,بانو چویی ویانگرو وگیوم یونگ را به مهمان سرا منتقل می کند.این امر اعتراض بانو چویی را در میآورد.اما بانوهن علت انتقال او را داشتن ایده های خوب او در مهمان سرا می داند.

25

25

 ***تصمیم بانو هن

بانو چویی  متوجه می شود که بانوهن همه چیز را در مورد یانگوم و نامه می داند.یانگرو هم موضوع پرسیدن بانو هن و حبس شدن خود را به خاطر کتابچه به بانو چویی می گوید.بانو چویی مطمئن میشود که علت انتقالش همین امر (یانگوم ونامه مادر او) است. بانو چویی  بانو هن را درهنگام خروج از اتاقش می بیند.به بانو هن می گوید که حتی اگر قدرت کامل داشته باشد این دستور درست نیست و قصد گفتن این موضوع به مسول بانوان را دارد.بانوهن هم درپاسخ می گوید که به او گفته که علت انتقالش مهارت او در آشپزی باعث شده تا او را به آنجا انتقال دهدو دستور می هد تا وسایل ایشان راجهت رفتن, جا به جا کنند.

25

25

***اشک تمساح

یانگرو در حال جمع آوری وسایل خود در اتاق مشتر ک با یون سینگ بشدت گریه می کند. اما گیوم یونگ آرام وهمراه با کینه وسایل خود را جمع می کند.در این مورد بانو چویی که ازبغض گریه می کندو خدمت کار در حال جمه آوری وسایل اوست چه می توان گفت؟!!!

25

25

25

***بانو هن به دنبال افسر مین جو

با وجود اینکه بانو چویی منتقل شده اما بانو هن باز هم نگران دست اندازی آنان است.از افسر مین جو هو می خواهد که به آنان در رابطه با این موضوع و پیدا کردن پدر یانگوم کمک کندواز این طریق انان را به (مجازات)عدالت برساند.یانگوم می گوید که افسر مین جو هو به نواحی روستایی منتقل شده است.بانو هن هم قصد دارد زمانی که افسر مین جو برگشت به قصر همه چیز را به او بگوید.

25

***افسر مین جو مامورمخفی قصر

یانگوم از داگ جو می خواد که افسر مین جو را پیدا کند .او به یانگوم می گوید که افسر مین جو مامور مخفی قصر وبازرس است به جایی انتقال نیافته است.یانگوم بلافاصله  هم حضور افسر مین جو هو را در هان یانگ(سئول) را به اطلاع بانو هن می رساند.بانو هن هم از یانگوم می خواهد که به محض دیدن او, ازاو بخواهد که به نزد بانو هن بیاید تا ماجرا را برای او باز گوکند

25

****بانو چویی همچون گلوله آتش

اما از بانو چویی بدانید که, بازهم با تلاش های گیوم یونگ و دادن روحیه به بانو چویی, او را مجاب می کند که دوباره به قصر با تلاش برگرددو نیرنگ جدیدی بنا کند.خبر انتقال بانو چویی به برادرش میرسد و اوهم به دنبال تدبیری می گردد تا بانوچویی را برگرداند.

25

25

***دیدار افسر مین جو ویانگوم

یانگوم افسر مین جو را در منزل داگ جو می بیند وماجرای خودش واتفاقاتی که در قصر افتاده را برای افسر مین جو تعریف می کند و از او می خواهد که  به دنبال نشانه ای از پدر ش باشد.افسر مین جو قول می دهد که تا فردا اطلاعاتی در مورد پدرش در اختیار او قرار دهد.در ضمن افسر مین جو به دنبال پیدا کردن مدارکی به طور مخفاینه از خانواده چویی و وزیر اوه  است تا آنان رابه دست عدالت برساند.

25

25

25

25

مادر خوانده یانگوم بعداز اتمام حرف های یانگوم وافسر مین جو.به اویادآوری می کند که اویک بانوی درباراست و او باید این موضوع رابه خاطر داشته باشد(بانوان دربار نمی توانند ازدواج کنند تبصره : فقط با اجازه ی شاه)داگ جو هم از نوشیدنی های خود برای افسر مین جو می آورد تا با شام میل کنند متوجه چاقوی معروف پدر یانگوم نزد افسر مین می شود به افسر مین جو قول میدهد تا صاحب آنرا پیدا کند.

25

فردای صبح آنروزافسر مین جو در ملاقات با یانگوم در خانه داگ  جو ازنیافتن هیچ اطلاعی در جست  و جو در قصر ها در رابطه باپدر یانگوم خبر می دهد و به یانگوم اطمینان میدهد که باجست وجوی بیشتر در هان یانگ از او خبری به دست آورد.یانگوم هم از افسر مین جو هو تشکر می کند.

25

 ***چشمه آبگرم

یونسینگ ودوستش همراه با آورندن سبزیجات ,سری هم به گیومیونگ ویانگرو در مهمانخانه قصر می زنند.وبه آنها خبر می دهند که دکتر پادشاه از پادشاه خواسته که برای سلامتی خود از چشمه آبگرم استفاده کند .گیوم یونگ هم این خبر را به گوش بانو چویی میرساند.بانو چویی از خروج یانگوم و بانو هن قصد طرح نقشه ی مهلکی دارد.

25

25

***پخت غذای سفر پادشاه 

بانو هن برای پادشاه که قصد رفتن به چشمه  آب گرم دارند* مشغول پختن غذا هستند.یانگوم هم به قصر برمیگرددوبانو هن هم رفتن پادشاه به آبگرم را جهت رفع بیماری شان به یانگوم اطلاع می هد.خبر رفتن پادشاه به چشمه آبگرم وخروج بانوهن ویانگوم از قصر هم به برادر بانو چویی میرسد.از طرفی ملکه قصد رفتن به سفر رادر کنارپادشاه را ندارد.وفعلا حضور بانومین وبانو چان در سفر پادشاه مشخص نیست. 

25

25

25

***جلسه اعضای قصروتهیه مواد غذای سفر شاه

بانو هن .پزشک پادشاه .پیشکار جی.مسول بانوان دربار. مسول پرستاران قصر ومسول انبار ومعاون وزیر اوه در جلسه ای برنامه ی سفر شاه را تنظیم می کنند.بانو هن هم تمامی بانوان را  جمع کرده  ویون سینگ را  همراه با بانو مین ویانگوم مامورتهیه مواد غذای سفر شاه می کند.

25

25

***عزیمت شاه به چشمه  آب گرم

شاه همراه با کادر قصر به چشمه آب گرم عزیمت می کند.همه چیز برای اینکه پادشاه به دستور دکتر از چشمه ی آب گرم استفاده کند آماده می شود.بانو هن ,بانو مین و یونسنگ  را ماور خرید سبزی جات ویانگوم را همراه دو خدمت کارمامورخرید مرغابی (اردک )می کند.

25

25

25

****خرید مواد غذایی

بانو مینگ ,یونسنگ ,یانگوم جهت خرید مواد در بازار از هم جدا  می شوند.یانگوم هم جهت خرید اردک به فروشنده ای مراجعه کرده و سه اردک  در خواست می کند.فروشنده که متوجه می شود اردک ها برای پادشاه است و یانگوم هم بانوی دربار است سه اردک خوب از نظر خودش به یانگوم می فروشد. از طرفی سرسپرده ی, برادر بانو جویی قصد به قتل رساندن یانگوم را در همان محل داشت که با رسیدن به محل قرار بانو مین  و صدازدن یانگوم فرار می کند و منصرف می شود.پس از خرید مواد به محل اقامت شاه ونزد بانو هن بر می گردند .بانو هن هم بی خبر از همه جا,اردک خریداری شده توسط یانگوم را تمیز کرده وبا آن به طبخ غذا می پردازد.

25

25

25

25

25

25

****شاه از آب گرم لذت می برد.

پادشاه هم شبان گاه , درچشمه آب گرم قرار می گیرد وتوسط بانوی مخصوص خود که همیشه در هنگام میل غذا اول شروع به چشیدن می کند(بانوی جان فدا یا پیش مر گ) در آب گرم شست وشو می شود.پس از حضور در آب گرم ,همراه وزرا شروع به خوردن شام می کند.شاه از بانو هن برای اینکه در چنین جایی برای ایشان غذای اردک تهیه کرده تشکر می کند.

25

25

25

از طرفی بانو مین و یونسینگ قصد دارند تا خودشان از نزدیک آب گرم را ببیند .بانو هن هم به محل اتاق آنان آمده وبه آنان می گوید که شاه از غذای پخته شده بسیار راضی بوده واز آنان می خواهد که خودشان هم غذا را  میل کنند .بانو مین از بانو هن می پرسد که خودتان چی؟(آیا غذا خورده اید).اما بانو هن که تازه یانگوم را پیدا کرده است  می خواهد که غذایش را همراه با یانگوم و درجای دیگری میل کنند.

25

****یانگوم در خانه ی پدربزرگش:شرح مفصل

پس از رفتن بانو هن ویانگوم ,  یونسینگ  از ندیدن و نرفتن  پیش آب گرم , احساس ناراحتی میکند که ,بانو مین  به او قول میدهد که اورا مخفیانه به آنجا ببرد.در صبح آن روز ,بانو هن یانگوم را در حالی به جایی میبرد که ,  سرسپرده خانواده چویی در تعقیب آنان است.این محل کلبه ای است که محل تولد مادر یانگوم است.در این کلبه, پدر بزرگ یانگوم سه سال زنده بود پس از رفتن مادر یانگوم .او به خاطر اینکه دخترش را به قصر  فرستاده بود احساس گناه می کرده است.چون از تنگ دستی و حتی نداشتن  برنج برای خوردن, میونگی را به قصر فرستاده بود بعداز اتفاقی که برای میونگی افتاده  بود بانو هن  برای او برنج می فرستاده اما او همیشه غذا نمی خورد.و هر وقت که بانو هن مرخصی می گرفته برای ملاقات او به نزدش می آمده .بانو هن در ادامه می گوید که میونگی خوب غذا درست می کرده.بانوهن آموخته بود که خوب غذا درست کند و میونگی هم آموخته بود که خوب بنویسد.(داستان بنویسد) واز صفات او برای یانگوم می گوید ویانگوم را شبیه مادرش می داند که مادرش او را برای بانو هن فرستاده است(که مانند دخترش باشد)و یانگوم را در  حالی که اشک از چشمانش روان شده بود در آغوش می گیرد.

25

25

25

25

25

***دزدان در سر راه بانوهن و یانگوم

در هنگام بازگشت از کلبه پدر بزرگ یانگوم , یانگوم به بانو هن  اشاره می کند که افسر مین جو گفته است که مواظب خود باشید. چون مردان دزد تاجر نمابزودی دست به کار خواهند شدو او نمی داند که چگونه نفوذ می کنند از طرف حامی خود یعنی چویی پان سول . او گفته که به طور مخفاینه وزیر اوه وخانواده چویی را مورد مراقبت قرارداده است.در همین هنگام دزدان بانو هن وافراد چویی پان سول جلوی راه بانو هن و یانگوم را می گیرند و که معاوان جنرال مین جو هو فرا میرسد با آنان در گیر میشود و دزدان مجبور به فرار می شوند به خاطر حفاظت از آنان, بانو هن از آنان می خواهد از جانب او از فرمانده خود تشکر کنند.                                  

25

 

***شیطنت بانو مینگ

بانومینگ به همراه یونسینگ , که دیگر طاقت از کف داده اند ,شبانگاه به محل چشمه آب گرم رفته و  یونسینگ مقداری از آب چشمه را برمی داردو بانو مینگ  که با جوراب خود مشکل داردهم انگشتان پای سمت چپ  خود را در آبگرم فرو  می برد و باشنیدن صدای خش خش, در حالی که دنبال جوراب خود می گشت, یک لنگه پا, از چشمه آب گرم دور می شوند.

25

25

25

25

25

25

25

 

***نقشه چویی ها باز هم شکست خورد

سرسپرده  چویی پان سول , از شکست نقشه توسط معاوان جنرال مین جو هو خبر می دهد.بانو چویی هم با شنیدن ناکامی این خبر و (در حالی که بغض گریه امانش نمی دهد)بسیار ناراحت میشود ودر اینفکر است که دیگر چگونه میشود آنان راازبین برد؟

25

25

***پخت غذایی مجدد خوراک اردک

مسول پیشکارها به نزد بانو هن آمده واز او می خواهد که یک بار دیگر خوراک اردک پخت کند چون پادشاه خواسته اند قبل از آمدن به قصر دوباره خوراک اردک میل کنند.بانو هن هم از بانو مین می خواهد که داروی غذایی رادوباره تهیه کند.اما بانو مین از بانو هن می خواهد به علت آسیب پای خود او را معاف کندو علت آسیب پای خود را زمانی که خواب بوده است باز گو می کند.و یانگوم قبول می کند که برای خرید دارو برای پختن همراه با خوراک اردک به خرید برود.پادشاه بازهم خوراک اردک را بسیار عالی در این سفر می داند.پادشاه صبح آنروز به قصر برمی گردد

25

25

******شروع داستان ناگوار بانو هن

***توطعه ی بی نقص زویر اوه و خانواده چویی

در قصر هم همه ای برپاست.همه شتابان و دوان دوان درقصر حرکت می کنند .گویی اتفاق بدی در قصر رخ داده است که همه مضطرب هستند.((چی ؟ برای پادشاه توطعه کرده اند؟)) این سخن بانو هن است که موضوع را به او اطلاع داده اند(( او تا شب گذشته خوب بوده))((اما از شب گذشته تب او کرده است؟)) این حرف یانگوم تمام بانوانی که دور بانو هن جمع شده بودند را بشدت تعجب زده ونگران کرد.

25

25

25

25

25

 منتظر قسمت فوق العاده دردناک  بعد که تمام داستان یانگوم براساس آن استوار است باشید.

25

نوشته شده توسط الهام در ساعت 9:50 بعد از ظهر | لینک  |