تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - خلاصه قسمت 13 امپراطور دریا :

 

یوم مون گونگ بوک را مخفیانه به یک خانه برده و برای اون حکیم  نیز می آورد . طبیب نیز او را معاینه کرده  و میگه دیگه دیر شده و  سم در تمام بدن او منتشر شده و دیگه امیدی نیست . یوم مون عصبانی شده و شمشیر میکشه و لوزم درمان گونگ را به طبیب یاد آوری می کنه ولی طبیب میگه که من واقعاً نمی دانم نوع سم چیه و خواهش می کنم مرا نکش 

نجات گونگ

تهدید طبیب

یوم مون برای کمک پیش ارباب جو می رود و میگه که شما یک برده داشتین  که در سم شناسی ماهر بود و ارباب یی میگه که اون توی یک مسابقه مرده و چرا دنبال همچین کسی می گردی ؟ . یوم مون هم نمیگه که طرف کیه و میگه که یکی از افراد من چاقو سمی خورده و  می خواهم نجاتش بدم .ارباب جو  هم یک نفر سم شناس ماهری معرفی میکنه و یوم مون هم بدون فوت وقت پیش اون میره . اسمش هم یو کنگه

سم شناس

یوم مون بدون مقدمه میگه یک نفر هست که بدنش سمی شده و تو باید بیایی و نجاتش بدی . سم شناس هم میگه من نمی دونم تو کی هستی و لی باید یک دکتر پیدا کنی و از این حرفها . سرانجام با زور شمشیر بالا سر گونگ میاید و با ذکر اینکه من قولی نمی دم  مداوا با طب سوزنی شروع میکنه (به یاد سوزنهای یانگوم ) و کار را در مرحله بعد با دادن سم وزغ و هزار پا به گونگ پیش میبره (با این سم اثر سم قبلی ممکنه خنثی بشه)

طب سوزنی گونگ بوک

دو روز میگذره و گونگ به مقرر ارباب سول برنگشه و چی ریونگ که می دونه خبری است و با زور از یون حرف میکشه و یون میگه که اون رفته جانگهوا را ببینه و مطمئناً بر میگرده و شما نکران نباشید

 

بعد از رفتن چی ریانگ هن جین میپرسه که جانگهوا کیه و یون میگه به تو مربوطه نمیشه و کسی نباید از این موضوع چیزی بفهمه و در این بین متوجه میشه که هن جین آرایش کرده و بون هم دعواش میکنه ومیگه که یک مامور امنیتی نباید آرایش کنه و اگه تو هیمچین وقتی داری سختر تمرین کن به جای این کارها و این بدبخت را می کوبه

 

حال گونگ بوک وخیمتر شده و بهبودی حاصل نشد و یوم مون با سم شناس دست به یقه شده و سم شناس هم میگه که من از اون اول گفتم که نمی تونم کمکی کنم . یوم مون می فهمه که باید از لحاظ روحی و روانی باید به گونگ کمک کنه و به جانگهوا قضیه را میگه و او را میاره اونجا

بدتر شدن حال گونگ

ارباب جو یون را صدا زده و میگه کونگ بوک کجاست و یون میگه نمی دونم و چرا شما دنبالش می گردین ارباب جو با فریاد میگه که من هزار سکه روی اون شرط بستم واگه نیاد من همه را می بازم اون چه طور این کار را با من کرد

ارباب جو گونگ بوک را می خواهد

خشم ارباب جو

جانگهوا مشغول مداوای گونگ میشه و شب روز کنار اونه واین صحنه تحملش برای یمو جانگ کمی مشکله .

جانگهوا مرافب گونگ بوک

 فردا صبح دوباره گونگ مورد معاینه واقعه میشه و سم شناس میگه من تا بحال هیچ مردی را ندیدم که بعد از 3 روز  در برار این سم قوی جان سالم به در ببره . یوم مون میگه که اون خوب میشه و سم شناس میگه باید صبر کنیم تا ببینیم چه میشه ولی به احتمال زیاد خوب میشه . یوم مون به جانگهوا میگه که من نفهمیدم که کی پشت این ماجرا است و جانگهوا میگه اون الان زندگیش را به تو مدیونه (برای بار سوم زندگی گونگ از اون نمی گیره) و من می دونم که اون خوب میشه . و جانگهوا از اونجا میره.

جانگهوا از پیش گونگ میره

سرانجام گونگ بوک به هوش میاید و به طرف مقرر ارباب سول میره و یوم مون هم مخفیانه اون را زیر نظر داره چون هنوز گونگ بوک کمی گیجه . گونگ بک به مقرر ارباب سول رسیده و ماجرا تعریف میکنه و چی ریانگ میکه که من به پدرم گفتم که تو را برای ماموریت فرستادم بندر یانگزو و حالا برو کمی استراحت کن

درمان گونگ

ارباب یی با یانو جمی صحبت می کنند که نامه ای از فرمانده ارشد میرسه اونجا و بانو جمی در این مورد مپرسه و یوم مون هم توضیح میده که فرمانده ارشد رییس کمیته سرپرستان ارشد اینجاست و ایشون کسی جزه ارباب سول پی یونگ نیست و دستورات رییس کمیته توسط بازرگانان شیلا که در چین کار می کنند اجرا میشه . افراد این کمیته هم همگی شیلایی هستند

نامه فرمانده ارشد

ارباب یی با خواندن نامه چهره اش در هم میره و میگه که این دستور ممنوعیت تجارت برده است و بانو جمی میگه این به ضرر ماست وشما نباید اینکار را بکنید و لی یوم مون میگه که نمی تونیم و این دستور را همه بازرگانان شیلا در چین انجام می دهند .  و یوم مون میگه که به زودی یک جلسه برای معرفی فرمانده ارشد برگزار میشه وارباب یی هم می تونه در کنار ارباب سول کاندید بشه و بانو جمی هم قول کمک به ارباب یی را برای بدست اوردن آرا توسط سرپرستهای محلی را میده

منع تجارت برده

بانو جمی با یوم مون دست به کار شده و با  سرپرستان ارشدی که رقیب ارباب سول در تجارت هستند صحبت میکنه و نحوی نظر اونها را بدست میاره

ملاقات با رقبای ارباب سول

و یوم مون هم به افرادش توصیه های لازم را میده و با دادن وعده هایی به ارباب جو سعی در کشاندن این ماهی بزرگ یانگزو  به طرف خودشون را نیز دارند ولی ارباب سول جوابی نمی ده

درخواست طرفداری از ارباب یی

ارباب جو پیش ارباب سول رفته و میگه که اکثر سرپرستها توسط افراد ارباب یی بر خوردند و شما باید کاری بکنید و من هم اگه شما بیشتر به من توجه کنید طرف اون نمیرم ولی ارباب سول میگه من علاقه ای به طرفداری تو ندارم و تعجب ارباب جو

تعجب ارباب جو

بانو جمی هم به نیو چانگ میگه که این به نفع ماست که ارباب یی این پست را بدست بیاره چون فعلاً نمی تونیم به موجینجو بر گردیم و اگر می خواهیم اینجا تجارت کنیم  به این مقام رسیدن ارباب یی برای ما هم مهمه

ارباب یی هم به یوم مون میگه که برای من سخت که پیروز بشم واگه نتونم موفق بشم فقط اسباب بازیچه دست بانو جمی بودم و فقط یک راه وجو داره و اون اینکه از بین من و ارباب سول فقط یک می تونه این پست را بگیره . و یوم مون تصمیم خودش را می گیره و برای رسیدن اربابش به این پست تصمیم به کشتن ارباب سول میگیره

تاکید ارباب یی

یمو جانگ در مقر ارباب یی

در حین ورود شمشیر گونگ که اون شب مسئول مراقبت از ارباب سول هست بروی گردن او فرود میاید و لی یوم مون همه را غافل گیر کرده و فرار میکنه و سرانجام بروی پل با گونگ مجبور میشه مبارزه کنه

 

و گونگ پیروز میشه ولی یادش می یوفته که یوم مون 3 دفعه اون را نکشته و  گونگ هم این کار را نمی کنه و به یوم مون  همه چیز را میگه حتی خنجری که برای کشتن بازرس کل نیز به کار رفت و میگه اون آدم کش تو بودی و حالا می خواستی ارباب سول را بکشی . یوم مون میگه که این تقدیر ماست که برای اربابهایمان متفاوت کار کنیم و گونگ می گه که این پایان دوستی ما خواهد بود و از اونجا میره

مبارزه

گونگ پیروز شده

جلسه کمیته سرپرستان محلی در خانه ارباب سول تشکیل شده و همه بازرگانان و سرپرستهای گروهای بازرگانی شیلایی در یانگزو در این جلسه شرکت کردند و رییس کمیته ارباب سول در مورد شورش در مو جینجو حرف میزنه که بحث اینکه بانو جمی کجاست پیش آمده و ارباب یی هم ار فرصت استفاده کرد و با گفتن اینکه بانو جمی انحصار بازار شیلا را در دست داره و اگر بخواهین من کمکتون میکنم  با او کار کنید جو را متشنج می کنه و سرانجام تصمیم بر این میشه که رییس جدید انتخاب بشه

 و آرا اعلام مشه و ارباب سول 6 رای میاره و ارباب یی 7 رای و ارباب یی به عنوان فرمانده ارشد کمیته انتخاب میشه و در اولین دستور خودش ممنوعیت تجارت برده را لغو می کنه و ارباب سول ناراحت از این دستور 

ناراحتی ارباب سول

و همه افراد و بانو جمی به نحوی به ارباب یی تبریک می گویند و ارباب یی هم اجازه تجارت در یانگزو را به بانو جمی میده و بانو جمی از فرصت استفاده کرده به ارباب یی میگه که من ترتیب یک مهمانی را میدم و مقامات رسمی استانی را دعوت می کنم و شما باید در اون جلسه قدرت خودتان را نشان بدهید .

تبریک بانو جمی

تحریک بانو جمی

بعد از جلسه بانو جمی مهمیت حضور در این جلسه را به جانگهوا میگه ونکات لازم را گوشزد میکنه واز آن طرف هم ارباب یی به یوم مون میگه که بانو جمی این جلسه را برای خودش ترتیب داده و اون یک روز از پشت به من خنجر میزنه و  تو باید کاملاً مراقب باشی (بیخود نیست که اربابه)

جلسه در شرف شروع شدنه و حضار برای شرکت در این ضیافت به اونجا می آیند و بانو جمی هم برای حضور در این ضیافت آماده میشه .

ورود ارباب سول

در اصل هدف بانو جمی ار ترتیب دادن این ضیافت ، کوچک کردن ارباب سول بوده و به قدرت رساندن ارباب یی نیز برای ضربه زدن به ارباب سول بوده زیرا اینطور به ارباب سول می فهمونه که حالا میتونه بدون کمک اون در یانگزو تجارت کنه . تصاویر زیر گویای کینه بانو جمی از ارباب سول است

کینه بانو جمی

انتظار پخش همچین سکانسی را نباید داشته باشیم

ضیافت شروع شده و ارباب سول هدف از این ضیافت را می داند و می فهمه که این ضیافت برای تحقیر او ترتیب داده شده و گونگ ونیون به عنوان محاقظ گروه ارباب سول در گوشه این ضیافت حضور دارند

 

سرانجام بانو جمی با گروه خودش وارد جلسه میشوند

 

این ضیافت با ورود بانو جمی از چند محور قابل برسی است :

 نگاه های معنی دار افراد زیر به یکدیگر  که شامل 3 تا 4 محور میشود

گونگ ویوم مون

نگاه تحقیر آمیز بانو جمی به ارباب  سول

  

نگاه های معنی دار این 4 نفر به هم دیگه و ناراحتی دوباره چی ریانگ از نگاه گونگ به جانگهوا و تعجب جانگهوا   

 

چی ریانگ عکس العمل گونگ را زیر نظر دارد 

 

سرانجام نگاه غضبناک بانو جمی که متوجه حضور این نفرات در جلسه میشه

و دوباره نگاهی که بانو جمی از اون می ترسید

یون که خیلی از بانو جمی میترسه علت حضور بانو جمی را به گونگ میگه و میگه اون می خواهد در یانگزو بماند و در همین حال بانو جمی از اونجا رد میشه و طی حرفهای که زده میشه گونگ میگه که من کینه ای ندارم  که بخواهم با کشتن انتقام بگیرم بلکه با دستهای خودم قدرت وثروت شما را نابود میکنم و بانو جمی هم میگه من می خواهم ببینم که تو چطور این کار را می کنی . من منتظر می مانم

ترس یوم مون

جانگهوا هم دور را دور ناظر بر این گفتمان هست

ارباب سول که متوجه تهدید تجارت خودش در یانگزو شده تصمیم داره  با کشورهای غربی تجارت کنه و کشورهای غربی معمولا برای تجارت پول نمی گیرند و با ابریشم معالاتشان را انجام می دهند و ارباب سول هم گونگ و یون را مامور مراقبت از گروه میکنه

ارباب یی نیز قصد داره ابریشم خرید بکنه یوم مون پیش بانو جمی میاید و از اون درخواست کمک مالی می کنه و بانو جمی نیز قبول می کنه و جانگهوا را برای آموختن تجارت همراه یوم مون میفرسته

چی ریانگ نیز به گونگ یوک می گه ارباب یی هم حتماً به اصرار بانو جمی می خواهد گروهی را برای تهیه ابریشم بفرسته و لوزم این تجارت را به گونگ یاد اور میشه

کاروان ارباب یی راه موفته و در بین راه خبر میرسه که کاروان ارباب سول نیز راه افتاده و به زودی میرسند و یوم مون  احساس خطر میکنه ومیگه که ما باید صحرا را دور بزنیم و برای این کار باید از دو کوه که دارای شیب زیاد است بگذریم

قسمت 13

کاروان ارباب سول هم راه میوفته

کاروان ارباب یی به کوهستان میرسه ولی راهزنان منتظر اونها هستند

و درگیری شروع میشه  و در این بین راهزنان طنابی به دور گردن شتر جانگهوا می اندازند ومی خواهند که او را بدوزند که یوم مون با چاقو طرف را میزنه و برای کمک به سمت جانگهوا میاید

 

نوشته شده توسط داریوش در ساعت 11:56 بعد از ظهر | لینک  |