
در شب بارانی و دل انگیز به حجره بانو جمی میریم جایی که دیر وقت شده و دا بوک به جانگهوا میگیه که دیر وقت و شما بهتر برین استراحت کنید ولی جانگهوا که با گونگ بوک قرار گذاشته و به او میگه که من کمی کار دارم و باید اونها انجام بدم و تو برو .

بعد از اینکه همه رفتند موعد قرار فرار رسیده( آهنگ قسمت عاشقانه این قسمت حذف شد)
![]()
بیرون حجره میاید و نگاه می کنه که کسی اومده یا نه
![]()
و بقیه را دیگه تی وی نشون داده
و در ادامه ملاقات
![]()

یک سکانس مقایسه ای


قبل از اینکه گونگ بوک به جای کاپیتان جانگ (جانگ سونگ پیل) (با فرمانده جانگ اشتباه نشه) به ملاقات بانو جمی میره این حرفها را بانو جمی به جانگهوا میگه
![]()
شمشیر نیو چانگ بر گردن فرمانده جانگ
![]()
یک سکانس مقایسه ای


قبل از صحبت ارباب سول به عنوان فرمانده ارشد کمیته شیلایی ارباب جو (دبیر کل) در مورد تشکیل جلسه میگه که به خاطر بانو جمی حذف شد



در اینجا قبل از اینکه چونگ دال برنامه خودش برای مستقل شدن را میگه این سکانسها حذف شدن
ارباب یی خوردن مشرب را ممنوع کرده و چانگ تیا برای جونگ دال مشرب میاره ولی جونگ دال میگه این چرا کمه چرا بیشتر نیاوردی که چانگ تیا میگه ارباب خوردن مشرب را ممنوع کرده

جونگ دال ناراحت میشه ومیگه ما چی کار کردیم که این حداقل کار را نمی زاره ما انجام بدیم و اینطور ادای ارباب یی را در میاره



این سکانس که گونگ بوک از ارباب سول در مورد نمکهایی که تازه وارد ها داده سوال می کنه
![]()

![]()

