عکسها را بعد از ذخیره با اندازه بزرگتر ببینید .
سريال زنان و دختران :
شبکه چهار سيما مدتي است که به نمايش آثار کلاسيک و ادبي تلويزيون رو آورده است . آثاري که در سالهاي اخير به ندرت در ساير شبکه هاي تلويزيوني ديده مي شد و اکنون با پخش آنها ، هم طرفداران سريالهاي خارجي مي توانند لذت ببرند و هم طرفداران ادبيات کلاسيک جهان مي توانند با تماشاي اين سريالها آثار محبوب خود را در قاب کوچک تلويزيون ببينند ( البته چنانچه شما با سانسورهاي بيش از اندازه اين سريالها متوجه ماجراي اصلي داستان بشويد ! )
سريال تلويزيوني " زنان و دختران " که تا چندي پيش از شبکه جهار سيما پخش مي شد ، محصول شبکه بي.بي.سي در سال 1999 است که در 6 قسمت 60 دقيقه اي توليد شده است .
اين سريال بر اساس داستاني با نام " همسران و دختران " نوشته اليزابت گاسکل ساخته شد .
اليزابت گاسکل متولد 1810 در لندن است . " ماري بارتون " نوشته شده در سال 1948 براي نخستين بار نام گاسکل را در ادبيات انگلستان مطرح کرد .
پس از آن گاسکل با چارلز ديکنز در مجله " زنان خانه دار " همکار شد و اين همکاري تا 13 سال با نوشتن داستان براي اين مجله ادامه داشت .
" شمال و جنوب " (1855) يکي از معروفترين رمان هاي گاسکل است . او به دنبال مرگ شارلوت برونته که از دوستان نزديکش بود کتابي با عنوان " زندگي شارلوت برونته " نوشت که در سال 1857 به چاپ رسيد .
مرگ ناگهاني اليزابت گاسکل در سال 1865 موجب شد داستان " همسران و دختران "که در مجله «كورنهيل» آغاز كرده بود، ناتمام بماند و يکي از همکارانش به نام فردريك گرينوود آن را تمام کند .
گاسکل پايان خوشي را براي داستانش در نظر داشت که در آن راجر و مولي سرانجام با هم ازدواج مي کنند . گاسکل داستان را تا جايي مي نويسد که مولي و راجر از هم جدا مي شوند و راجر به امريکا مي رود .
شخصيت اصلي داستان دختري به نام مولي گيبسونز است که همراه با پدرش زندگي مي کند . پدرش که همسر خود را مدتها پيش از دست داده و يک پزشک محلي است تصميم مي گيرد مجددا ازدواج کند . اين اقدام زندگي مولي را تحت تاثير قرار مي دهد و حوادث زيادي را به همراه دارد .
رمان رئاليستي اليزابت گسكل، زندگي ملموس و قابل دركي از پدر و دختري از طبقه متوسط انگليس را براي خوانندگان روايت خود ميكند؛
يکي از مهمترين ويژگيهاي اين سريال فيلم نامه قوي و نزديک به متن اصلي آن است که اندرو ديويس ، فيلم نامه نويس آثاري مانند " خانه پوشالي " ، " غرور و تعصب " و " اما " آن را نوشته است .
ديويس پيش از گاسكل، سراغ نويسندگان بزرگي مانند جورج اليوت و جين آستن رفته بود و براساس رمانهاي پرطرفداري مانند «غرور و تعصب»، «اما» و «ميدل مارژ»، فيلمنامههايش را به نگارش در آورده بود. سؤال اين است كه چرا ديويس براي اقتباس از آثار ادبي به سراغ نويسندگان قرن 19 رفته است.
او در پاسخ ميگويد: «نكته بسيار جالب در اقتباس از اين نويسندگان، آن است كه آنها خيلي خوب ميدانند كه چطور قصه را تعريف كنند. اين رمانها نسبت به رمانهاي مدرن از قصههاي بهتري برخوردارند و داراي آهنگي قويترند.
«ديويس بر اين باور است كه با وجود فاصله زماني بسيار زياد شخصيتهاي داستان «همسران ودختران» با بينندگان قرن بيست و يكمي سريال، در برقراري ارتباط و جذب مخاطب مشكلي پيش نميآيد زيرا هر 2 دسته با واقعيات زندگي روزمره درگير هستند كه ميتواند در هر عصري اتفاق بيفتد و تكرار شود.
برت وسل، تهيهكننده اين سريال كه پيش از «همسران و دختران»مجموعههاي «غرور و تعصب» و «ليرشاه» را براي شبكه بيبيسي تهيه كرده است در توضيح فضاي حاكم بر اين سريال كه موجب موفقيت آن در جذب بينندگان شده است،ميگويد: «همسران و دختران درباره اسرار زندگي روزمره است. درباره عشق و چگونگي شكلگيري آن، درباره نتايج عشق و اثرات آن در زندگي، اشتباههاي ما در زندگي و اسراري است كه ناچاريم آنها را پنهان كنيم.»
گرچه در زمان گاسكل و در زندگي انگليسيهاي قرن 19 دلايل تشكيل خانواده جديد با بينندگان قرن 21 بسيار تفاوت داشته است اما ديويس معتقد است مسائل و مشكلات پيش روي آنها از يك جنس است: «در كتاب همسران و دختران مردم به هنگام جواني از دنيا ميرفتند و ناچار ميشدند خانواده جديدي تشكيل دهند، اما امروزه، طلاق و ازدواج مجدد، دليل اصلي اين امر است. با اين حال مشكلات همان است كه بود!»
ديويس به خوبي توانسته با مولي، شخصيت اصلي داستان كه جاستين وادل، نقش او را ايفا كرده است، ارتباط برقرار كند. اما چطور اين اتفاق افتاده است؟ «من پدر هستم و يك دختر دارم. به اين خاطر «مولي» احساسات پدرانه را در من برانگيخت. هر چند مولي از اعتماد بهنفس بالايي برخوردار بود، حس كردم ميتوانم حامياش باشم و از او حمايت كنم.»
به نظر ميرسد ديويس موفق شده است، مصداقهاي بيروني شخصيتها و فضاهاي حاكم بر داستان «همسران و دختران» را در زندگي شخصياش پيدا كند و همين مسئله كمك كرده است، بيننده از زاويه ديد ديويس به دنياي انسانهاي قرن 19 نگاه كند.
كارگرداني سريال «همسران و دختران» را نيكولاس رنتون برعهده دارد و اين مجموعه محصول مشترك دو كشور آمريكا و انگليس محسوب ميشود.
** «رنتون: كارگرداني با 25 اثر تلويزيوني»
نيكلاس رنتون يا همان نيك رنتون، كارگردان «همسران و دختران»، از جمله فيلمسازاني است كه به ساخت آثار اقتباسي از ادبيات علاقه دارد. او همچنين عادت دارد كه اغلب، نام فيلمهايش را بر اساس شخصتهاي اصلي فيلم انتخاب كند. رنتون
بسياري از فيلمهايش را در ژانر خانوادگي يا پليسي ساخته است و در مجموعه تعداد آثار ساخته شده توسط اين كارگردان به عدد 25 ميرسد. او از سال 1982 فيلمسازي را آغاز كرد و تمامي فيلمها و سريالهايش را براي تلويزيون ساخته است. او تا كنون يك بار موفق به دريافت جايزه شده كه آن هم به خاطر ساخت سريال «عروس روسي» بوده است.
ويژگي شخصيتها :
مولي : مولي واقعا چهره اي دوست داشتني است و شباهت بسياري ميان او و اليزابت بنت در رمان " غرور و تعصب " وجود دارد . او زيباترين دختر داستان نيست و به خصوص با ورود سينتيا ناگهان همه توجه ها به او از بين مي رود .
سينتيا : سينتيا شخصيت سه بعدي و واقعي دارد و او با وجود مشکلات و نقايصي که دارد در عين حال دوست داشتني است .
آقاي گيبسون : گيبسون واقعا انسان است . يکي پدر که مي توان احساس او را به دخترش درک کرد . وقتي که مولي تصميم ميگيرد از او جدا شود مي توان اضطراب را به خوبي در او ديد . براي دخترش بهترينها را مي خواهد ولي درعين حال نمي خواهد او را از دست بدهد . هرپدر و مادري اين حس را مي فهمد .
جوايز سريال " همسران و دختران " :
جايزه انجمن سلطنتي انگلستان در سال 1999 براي بهترين بازيگر ( مايکل گامبون ) و بهترين طراحي گريم جايزه بافتا ، سال 2000 بهترين بازيگر ، بهترين طراحي صحنه و فيلم برداري و نامزد بافتا براي بهترين سريال داستاني و بهترين هنرپيشه زن ( فرانسيسکا آنيس(خانم گيبسون ) ) و بهترين صدابرداري .
بازيگران فيلم
سريال «همسران و دختران» با بازي جاستين وادل (در نقش مولي)، بيل پترسون (آقاي گيبسون)، فرانچسكا آنيس، كيلي هيوز و تام هولندر روزهاي جمعه ساعت 19 از شبكه چهارم سيما پخش شد و با عنوان «زنان و دختران» به مخاطب معرفي شد و از اين هفته سريال «ميدل مارچ» جايگزين آن ميشود.


