تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - قسمت 35 امپراطور دریا

بانو جمی بی خبر از اتفافات پایتخت به بازار چانگهی میره و با دیدن موقعیت چانگهی تصمیم میگیره که کر و کاسبیش را از موجینجو و بندر دوکجین بیاره چانگهی و میگه من هم می خواهم اینجا مهمانخانه و چند تا مغازه بازکنم ترتیب کارها را بدین .

بانو جمی برای گسترش بندر هم برنامه هایی داره که کشتی گونگ بوک و لرد کیم از پاتیخت وارد میشه

در اینجا هیچ حرفی رد و بدل نمیشه فقط  طرفین چشم غوره به هم میرند و آرزوی مرگ هم دیگر را می کنند

بانو جمی  از برگشت این دو نفر به چانگهی شوکه شده . نیوچانگ خبر میاره که گونگ بوک به ملاقات شاه رفته و حالا شاه هم از اون حمایت میکنه و لرد کیم هم ترتیب ملاقات گونگ بوک با شاه را داده .بانو جمی هم میگه سریعاً کاسه کوزه جمع کنید برمیگردیم موجینجو تا یک فکری بکنم

گونگ بوک به مقرر بر میگرده که خبر ناگوار حمله به چانگهی را بهش میدند و  گونگ بوک که افرادش کشته شدند خیلی ناراحت میشه

گونگ بوک خبر حمایت شاه از طرحش را به بقیه میگه و میگه حالت دولت موجینجو و چاانگهی هم باید با ما همکاری کنند و بانو جمی هم نمی تونه فرماندار را تحت فشار بزاره چون این دستور شاه ست . و لرد کمی توی این بازی سیاسی برنده شد

رییس هان خبر بازگشت گونگ بوک و لرد کیم را به جانگهوا میده و جانگهوا هم بسیار خوشحال میشه

رییس موچانگ به گونگ بوک میگه درسته که نیروی دریایی با ما همکاری میکنه ولی اگر فرماندهی را خودمون در اختیار نداشته باشیم فایده نداره چون اونها تمایلی برای جنگ با دزدان ندارند و از روی اجبار این کار را می کنند گونگ وک هم میگه من هم نمی خوام اونها کاری بکنند چون می خوام با دستهای خودم ارباب یی و یوم مون را بکشم که یون میگه ما که سرباز نداریم فعلاً. هاجین هم وارد میشه و میگه چند تا نیروی مردمی برای ملحق شدن به ما به مقرر اومدند

کاپیتان جانگ به گونگ بوک میگه اینها ماهیگران بومی اینجا هستند که می خواند در سرکوب دزدان دریایی به ما کمک کنند. گونگ بوک بهشون میگه دزدان دریایی حرفه ای هستند و مهارت اونها از سربازهای دولتی بیشتره من احساس شما را درک میکنم ولی بهتر این کار را به ما محول کنید . ماهیگزان میگند که ما حمله دزدان دریایی خانواده های خود را از دست دادیم و می خواهیم انتقام خون آنها را بگیریم

گونگ بوک با شنیدیم انتقام یادش مادرش خودش که در حمله دزدان دریایی کشته شده میوفته و میگه بهشون اسلحه و  آموزش جنگیدن یاد بدین

خبر موقعیت و محبوبیت روز افزون گونگ بوک به بانو جمی داده میشه و این دفعه میگند که اون داره نفرات جمع می کنه .بانو جمی میگه اون همچین مقامی را نداره که سرباز گیری کنه (گونگ بوک برده است) که نیو چانگ میگه مردم داوطلبانه به او می پیوندن . بانو جمی هم میگه به ارباب یی هم خبر بدین

نیوچانگ به مقرر ارباب یی میره و میگه ماهیگیران و مردم به گونگ بوک ملحق شدند و نیروی دریایی چانگهی و ارتش موجینجو هم حالا با اونها همکاری میکنه بانو جمی گفته فعلاً بهتر دیگری به وجود نیاد که اوضاع خیطه .

ارباب یی نظر یوم مون را میپرسه که یوم مون میگه اون افراد زیادی از دست داده و این نفرات تازه وارد هم آماتور هستند و اگه لرتش موجینجو هم با اونها باشه من با تمام اونها مبارزه میکنم و اصلاً جای نگرانی وجو نداره و ارباب یی هم از این بلند پروازیهای یوم مون کلافه میشه .

 در همین حالا رییس جانگ خبر میاره که فرمانده جزیره ماچون با افرادش خیانت کردند و به گونگ بوک پیوستند و فرماندهای بقیه پایگاها هم ترسیدن . ارباب یی هم میگه همین الان باید اینجا را ترک کنیم یوم مون میگه من به اونها حمله میکنم و نابودشون میکنم که ارباب یی میگه حرف نباشه ما اینجا را ترک می کنیم

گونک بوک برای افرادش روی منبر میره و میگه که ما دیگه نمی تونیم عقب نشینی کنیم باید به هدف بزرگی که داریم برسیم و دزدها را سرکوب کنیم و .... و روحیه افرادش را بالا میبره و با همون یک کشتی و افراد کم به  طرف پایگاههای ارباب یی راه میوفته( و دوباره با توجه به علم غیبشون می دونند که ارباب یی توی کدوم پایگاه ست )

ارباب یی که میدونه ممکنه بعضی از فرمانده ها بهش خیانت کنند اونها را احضار میکنه و میگه که گونگ بوک دوبار قراره به ما حمله کنه و هر کدام از شما که فرمانده یک پایگاه هستید به اختیار خودتون می تونید با اونها مقابله کنید . من هم از این پایگاه میرم (که حساب کار و خیانت دستشون بیاید) برید و برای مبارزه آماده بشید ولی بهتر که از کارهای شتاب زده خود داری کنید

گونگ بوک و افرادش به مقرر ارباب یی حمله می کنند و جونگ این خبر را به ارباب یی میده و ارباب یی هم که برای اویل بار اعصابش خورد شده میگه افراد را بفرست که جلوشون را بگیرند و سریع یک کشتی آماده کنید تا اینجا ترک کنیم . یوم مون هم دوباره به ارباب یی میگم اجازه بدین من بجنگم که ارباب یی دیگه عصابی میشه و سر یوم مون داد میزنه تو چرا نمی خواهی گوش کنی نمی فهمی که اگه تو این موقیعت با اونها بجنگیم  متحمل خسارت می شیم ما باید همین الان اینجا را ترک کنیم

مبارزه ادامه داره و افراد گونگ بوک موفق به فتح جزیره می شند ولی ارباب یی و یوم مون از اونجا جیم زدنند و گونگ بوک هم میگه تمام جزیره های این اطراف را بگردین

رییس جانگ به ارباب یی میگه گونگ بوک افرادش بدجور دنبال ما هستند و دارند جزیره به جزیره دنبال ما می گردنند .ارباب یی هم میگه ما از این جزیره هم میریم . ارباب یی ار اونجا میره و یوم مون که ناراحته به رییس جانگ میگه تو هم فکر میکنی من نمی تونم درست تصمیم بگیرم رییس جانگ میگه من هم از اینکه فرار کردیم ناراحتم ولی فکر کنم تصمیم ارباب درستره

گونگ بوک افرادش به دنبال ارباب یی هستند و جستجو همچنان ادامه دارد

چونگ دال که از این وضیت آوارگی خسته شده خالی بندی را شروع میکنه و میگه ارباب یی و یوم مون ترسو هستند من اگه صد تا گونگ بوک هم میومند باهاشون می جنگیم و مشکل را حل می کردم و ... در همین حالا ارباب یی هم میاید اونجا و از شجاعت جونگ دال خوش میاید و میگه حالا که اینقدر تو شجاع هستی چند نفر  را برای دفاع توی این جزیره میزارم تو اون را رهبری کن

جونگ دال هم فرماندهی را به عهده میگیره که چند تا قایق ژاپنی به اونجا میاید جونگ دال هم وقتی میفهمه اونها خارجی