تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - قسمت 36 امپراطور دریا

ارباب یی به نیود یوم مون و افراد اصلی شک می کنه و از یکی از افرادش می خواد که اون پیدا کنه و بیاردش

سه تفنگدار در مورد نقشه حمله حرف میزند که جزیره مذکور بزرگه و تعداد نفرات ارباب یی برای پوشش دادن کل جزیره کافی نیست و لی تعداد نفرات گونگ بوک هم کمتر از تعداد نفرات اونهاست و قرار میشه از پشت وارد جزیره بشند وتا مقرر ارباب یی نصف روز پیاده روی کنند تا اونها را غافلگیر کنند (جالب اینکه هیچ کس  از جزیره کشتی اونها را نمی بینه)

برای ارباب یی خبر میارند که یوم مون اینجا نیست و رفته غذا و مهمات تهیه کنه و رییس جانگ هم با اون رفته و ارباب یی میفهمه که حالا تنهاست و بالاخره یوم مون کار خودش را کرده

 

یوم مون و افرادش به سمت بوریانگ در حرکت هستند ولی همه نگران ارباب یی هستند . جونگ دال هم به چان تیا میگه وقتی به ساحل رسیدم باید فرار کنیم چون یوم مون حواسش به حمله ست و اگه بمونیم گونگ بوک ما را میکشه

یوم مون از اینکه از ارباب یی سرپیچی کرده ناراحته و به رییس جانگ میگه من تا بحال کاری خلاف میل ارباب نکردم که رییس جانگ میگه میدونم شما تما دستورات ارباب را اجرا میکنید حتی اگه باعث مرگتون بشه و حتی اونموقع که بهتون گفت (در چانگهی دوران جوانی) بپرید توی دره شما هم پریدید اون این کار کرد چون شما را خیلی دوست داشته .یوم مون هم میگه وقتی من با غذا و مهمات برگردم اون من را درک میکنه

گونگ بوک و افرادش به جزیره وارد می شند و به کشتی ارباب یی می رسند . یکی از افراد ارباب یی را اسیر می کنند و در مورد یوم مون و ارباب یی می پرسند که طرف میگه ارباب توی کشتیه ولی سر رییس رفته تا غذا و مهمات بیاره . رییس موچانگ میگه اون حتماً به بوریانگرفته گونگ بوک میگه دیر شده و در نبود یوم مون بهتره که منتظر بمونیم و تا شب به ارباب یی حمله کنیم

یوم مون و افرادش با همون تیریپ همیشگی به بوریانگ حمله می کنند و گارد ساحلی را نابود می کند

 

 

حمله به ارباب یی :

گونگ بوک افرادش هم شب که میشه حمله به ارباب یی را شروع می کنند

و در نهایت به کشتی حمله می کنند و پیش ارباب یی میرند و ارباب یی میفهمه که دیگه اینجا اخر خطه

ارباب یی هم خونسردانه میگه : این باید تعبیر کابوسی باشه که دیشب دیدم. آیا برای ارباب سول مراسم خوبی گرفتید چون من بابت مرکش ناراحت شدم

گونگ بوک : با دهن کثیفت به ارباب ما توهین نکن .

ارباب یی : من از کارم پشیمون نیستم حتی در هنگام مرگ ولی چیزی که هست اینه که من و تو سرنوشت شومی داشتیم و اگه توی موقعیت بهتری همدیگرا دیده بودیم از استعداد تو برای کارهای بزرگتری استفاده می کردم  .من این جمله را برای نجات خودم نمی گم ولی الان هم دیر نشده اگه با هم متحد بشیم می تونیم دنیا را در دست داشته باشیم

گونگ بوک :  ساکت شو خیلی از مردم به خاطر رویای تو کشته شدند یا به بردگی گرفته شدند حتی اگه با پاک کردن کینه اونها می تونستم دنیا را داشته باشم این بی معنیه

ارباب یی : می دونی چرا من دزد شدم. چون به عنوان یک فرد معمولی هیچ کاری نمی تونستم بکنم .تنها راهی که برای رسیدن به هدفم در زندگی داشتم اسفاده از زور و شمشیر بود . تو هم یک برده به دینا اومدی پس باید بذدونی که من چی میگم حالا دوباره می پرسم می خواهی با من متحد بشی

 

گونگ بوک : اینقدر غم انگیزانه و با زبان زنندت برای زندگیت التماس نکن خیلی از مردم به خاطر تو زندگی بدتر از مرگ داشتند .من حتی اگه اون روزها را فراموش کنم نفرت درونیم را نمی تونم فراموش کنم . حالا هم به این زندگی ننگینت خاتمه میدم

 

ارباب یی هم که می بینه فاید نداره خونسردانه میگه خوب من را بکش . گونگ بوک برای آخرین بار به ارباب یی میگه در زندگی بعدیت برای مردمی که جونشون را گرفتی زندگی کن و ارباب یی را  میکشه

گونگ بوک هم از اینکه ارباب یی را کشته ناراحته

 

گونگ بوک به رییس موچانگ میگه بالاخره انتقامم را گرفتم ولی نمی دونم چرا خوشحال نیستم رییس موچانک میگه اشتباه نکن تو با این کار جون خیلیها را نجات دادی و زندگی تو برای افراد رنج دیده مفیده  ولی زندگی ارباب یی را کینه مردم نابود کرد

یون به اونجا میاید و به گونگ بوک میگه خوبه که سر ارباب یی را ببریم در بازار و به همه نشون بدیم گونگ بوک میگه جسد ارباب یی را بزارید اینجا تا یوم مون اون را ببینه چون اینطور خیلی ناراحت میشه و شانس ما در جنگ برای شکست اون بیشتر میشه

بک یانگ به یوم مون میگه که ما مهمات و غذا تهیه کردیم و یوم مون میگه آماده شین که برگردیم که رییس جانگ میگه جونگ دال فرار کرده که یوم مون میگه بدون اونها میرم

یوم مون به مقرر ارباب یی میرسه که می بینه همه مردند و سریع به سمت کشتی میره و جنازه ارباب یی را می بینه و فریادهای ارباب ارباب یوم مون و گریه اون و در اینجا یک آهنگ جدید که فقط مخصوص سکانسهای یوم مون وارد کار میشه .آهنگ سکانس درد و رنج یوم مون

جونگ دال پیش بانو جمی میاید و خبر مرگ ارباب یی را به بانو جمی میده بانو جمی سریع میپرسه پس یوم مون چی شد که جونگ دال میگه اون موقع توی جزیره نبوده .جونگ دال هم تقاضای ورود به گروه بانو جمی را می کنه بانو جمی هم بهش میگه این شانس را بهت میدم ولی از کجا معلومه کسی که برای نجات جونش اربابش را تنها میزاره به من هم خیانت نکنه

جانگهوا به رییس هان میگه باید افراد بیشتری استخدام کنیم و اونها به اطراف شیلا بفرستیم تا در جاهایی که بانو جمی نفوذ نداره نمک و کتان معامله کنند . لرد کیم هم به اونجا میاید و قضیه موفقیت گونگ بوک را را به جانگهوا میده و میگم می خوام برم چانگهی که جانگهوا هم میگه من هم با شما میایم

ارباب جو بیشتر از همه مرگ ارباب یی خوشحاله و میگه بالاخره اینطور شد و من میدونستم که عاقبت یی دو هیونگ اینطور میشه من برای این کارتون یک جشن میگیرم چی ریانگ هم میگه ما باید کارمون شروع کنیم و مترجمان چینی و ژاپنی استخدام کنیم  گونگ بوک میگه علت اینکه ما ارباب یی را شکتت دادیم نبود یوم مون در اون جزیره بود اون محاصره ما را شکسته و مهمات و آذوغه تهیه کرده و معلوم نیست که کی می خواد حمله کنه ما نمی تونیم افراد را مرخص کنیم  یا جشن بگیریم و رییس موچانگ هم میگه اون احتمالاً با دیدن جسد ارباب یی  اعصابش خرابه و برای انتقام عجولانه حمله میکنه ما باید تا اونموقع صبر کنیم . در همین حالا هاجین خبر ورود لرد کیم را میده

گونگ بوک به استقبال لرد کیم میره که ناخداگانه چشمش توی چشم جانگهوا میوفته لرد کیم این موفقیت را تبریک میگه که گونگ بوک میگه ما ارباب یی را کشتیم ولی یوم مون  را نتونستیم گیر بندازیم اون در واقع رهبری اصلی دزدانه و کسی که در مهارت رزمی خیلی ماهره و حتی سپهسار ارتش یی سادو بود ما تا اون را دستگیر نکنیم نمی تونیم دزدان دریایی را سرکوب کنیم

 

مراسم تشیع جنازه ارباب یی هم با حضور مقامات عالی رتبه گروهش برگزار میشه و یوم مون یاد خاطراتش با ارباب یی میکنه

 

شخصیت جدید :

کیم یانگ

 

کیم یانگ یکی از اشراف زادگان جینگل(از طایفه بانو جمی ) و از نوادگان کیم  هیون چانگ است .کیم هیون چانگ قصد کودتا و به تخت نشستن را داشته که به این منظور تمام خانوداه او به جرم خیانت کشته شدند و لرد کیک کیون جینگ پدر لرد کیم به دلیل آشنایی با کیم هیون جینگ کیم یانگ را نجات داده و ان را برزگ میکنه و کیم یانگ هم پله های ترقی یک به چهار طی میکنه

کیم یانگ رذل ترین شخصین داستانه که با استفاده از یوم مون به گونگ بوک و لرد کیم نزدیک شده و بعد از به قدرت رساندن لرد کیم اهداف پلیدانه خودش را پیاده میکنه .کیم یانگ عامل مستقیم مرگ دو امپرطور کیم میونگ و کیم وو جینگ و همچنین باعث مرگ بانو جمی چانگ گیوم گونگ بوک رییس موچانگ هاجین یون چی ریانگ یوم مون و ... فرمانده لشکر امپراطوری برای حمله به چانگهیه

کیم یانگ وارد موجینجو میشه که میبینه افراد بانو جمی دارند خیلی راحت چند تا را با خودشون مبرند و به معاونش دستور تحقیق در این مورد را میده

معاون کیم یانگ خبر میاره که اونها افراد بانو جمی بودند و بانو جمی یکی از اشراف زادگان جینگل است که قدرت زیادی در موجینجو داره و بیش از صدتا مرد جنگی که مهارتشون از سربازهای ارتش هم بالاتره داره و فرماندار هم تحت اختیار خودش داره .کیم یانگ هم میگه همین حالا به فرمانداری میریم

کیم یانگ به فرمانداری میره که نگهبان جلوی ورودش را میگیرند چانگ گیوم که سر و صدا را می شنوه میاید بیرون و کیم یانگ هم حکم فرمانداری خودش را به چانگ گیوم میده و چانگ گیوم میفهمه که کارش دیگه تمامه

خبر ورود فرماندار جدید را به بانو جمی داده میشه و بانو جمی میگه سریع بیوگرافی اون را برام بیارید

کیم یانگ دفاتر حسابرسی مالیات را بررسی میکنه و از نحوه حسابرسی راضی نیست که معاون چانگ گیوم میگه فرماندار بدون پول کار میکرد چانگ گیوم هم از برنامه های خودش دفاع میکنه و میگه که اداره موجینجو راحت نبود اینجا قحطی بوده و ما به زور مالیات جمع کردیم و بیشتر بودجه صرف بازی سازی ارتش برای مقابله با دزدان دریایی شده .کیم یانگ میگه تو با کمک بانو جمی بودجه مملکت را هدر دادین .کیم یانگ هم ناراحت میشه و داد میزنه این حرفها چیه که کیم یانگ میگه من چند روزه اینجام و تمام قضایا را زیر نطر دارم  .تو افسر واحد مانبو بودی و چطور از یک پست به این پایینی فرماندار موجینجو شدی من می دونم که بانو جمی حامی تو بوده و تو هم اختیار بندر دوکجین و حق تجارت با چین را بهش دادی من به خاطر احترام به تو اینها را به پایتخت گزارش نمی کنم و چانگ گیوم که دیگه اصلاً حرفی برای گفتن نداره