نگاهی به انیمیشن موفق " رتتویی "
خلاصه داستان - نقد - گالری عکس


RATATOUILLE
راتاتوی
2007 آمریکا
خانوادگی . کمدی . انیمیشن
این روزها موشی که در آشپزخانه رستورانی مشهور آشپزی میکند، پرده سینماهای جهان را تسخیر کرده است؛
موشي که تصور حضورش در آشپزخانه، هر کسی را از اشتها میاندازد، چه برسد به اینکه سرآشپز هم باشد.
اما انیمیشن «رتتویی» تصویری جذاب و دوستداشتنی از موش سرآشپزی به نام «رمی» ارائه میدهد.

رتاتویی داستان موشی است بنام رمی که حس بسیار پیشرفته ای از بویایی و چشایی دارد.
و این چیزیست که زندگی را برای موجودی که به عنوان یک موش آشغال خور شناخته میشود، مشکل میکند!
در اين انيميشن رمی پس از مدتها زندگي در فاضلاب و آشغالخوري، روياي اين را در سر دارد كه يك آشپز بزرگ فرانسوي شود.
او برخلاف بقیه موشها عاشق بوهای دلانگیز و غذاهای خوشمزه است اما اين حس برای موشي که باید زندگیاش را در میان آشغالها بگذراند، بسیار سخت است.

برخلاف مخالفت خانوادهاش، او بالاخره آنها را ترک میکند و به پاریس میرود، پایتخت خوراک شناسان و خوش خور های دنیا.
رمی در ساعتهای بیکاریاش کتاب مشهورترین سرآشپز دنیا - یعنی آگوسته آگوستا - را میخواند.
او رستورانی را که قهرمان زندگیش، یعنی سر آشپز معروف آگوسته گوستو ، پیش از مرگش در آنجا کار میکرده ( خوشمزهترین غذاها را در آن طبخ میکرده ) را پیدا میکند .
همزمان ، آلفردو لینگوینی ، پسر یکی از دوستان آگوسته ، سعی میکند که در همان رستوران کاری برای خودش دست و پا کند.
آگوستاي بزرگ دوست پدر آلفردو بوده و او میخواهد مثل او در آینده سرآشپز مشهوری شود.

او که بسیار دست و پا چلفتی مینماید، سعی دارد با اضافه کردن هرچه که به دستش میرسد، به یک معجون جوشان، آنرا تبدیل به یک سوپ کند!!!
اما آشپز دست و پاچلفتی همهچیز را خراب میکند؛
از دستور سوپ آگوستای بزرگ معجونی جوشان و وحشتناک درست میکند و هر چیزی را که در آشپزخانه وجود دارد، داخل آن سوپ ميريزد.
رمی که همه این خرابکاریها را میبیند، مجبور میشود خودش را به آلفردو نشان داده و او را نجات بدهد.

رمی که شاهد ماجراست ، نمیتواند از کمک کردن به آلفردو خودداری کند و در حال روبراه کردن خرابکاری های آلفردو، توسط او غافلگیر میشود.
اما در همان لحظه سوپ به سر میز برده میشود و مشتری خوش خوراک، با خوردن اولین قاشق از سوپ ، شروع به تعریف کردن از آن میکند. همه تصور میکنند که آلفردو خالق چنین سوپ خوشمزه ای است و او بلافاصله به مقام یک آشپز حرفه ای ارتقا میابد! در حالیکه همهکاره آشپزخانه پس از آن، رمی - موش آشپز- است. او که نمیتواند حرف بزند با کشیدن موهای آلفردو غذاهای خوشمزهای طبخ میکند.

و این آغاز یک سری ماجراهاست که فیلم رتتویی را به پیش میبرد.
داستان موشی که آشپزیکردن یک آشپز را با کشیدن موهای او کنترل میکند، در فضایی کاملا فانتزی میگذرد.
با وجود اینکه فیلم پر از لحظههای خندهدار و درخشان است اما تهیهکنندگان این انيمیشن توصیه میکنند کودکان همراه والدینشان به تماشای رتتویی بنشینند؛
دلیل این مسئله هم چند صحنه خشن درباره مرگ غمانگیز موشها به دست آدمهاست. در واقع این فیلم بسیار خوبی است که برای بزرگسالان ساخته شده اما لایههایی دارد که آن را برای بچهها هم جذاب میکند.

با وجود این، داستان رتتویی به معنای واقعی کلمه شگفتانگیز است؛ یک موش وارد فضایی میشود که بیش از هر جای دیگری سایه مرگ بر زندگیاش میافتد. آشپزخانه بیش از هر جای دیگری برای موش معنای مرگ میدهد اما رمی آرزوهایش را در آشپزخانه به واقعیت نزدیک میکند.

انیماتورها سعی کردهاند به این ترتیب از هر فضایی برای نشان دادن نکتهای جدید در رتتویی استفاده كنند.
تنها اینکه در بخش گافهای فیلم، منتقدان به یک اشتباه تاریخی و همیشگی اشاره کردهاند؛
در رتتويي هم مثل همیشه همه پنجرههای خانههای پاریس رو به برج ایفل باز میشوند.
راتاتوی داستان زیبا و جذابی را پیش روی ما میگذارد و در عین حال زیبایی های شهر پاریس را هم به ما نشان میدهد !

هیچچیز در این اثر بیش از حد کارتونی نیست و این نکته را باید نقطه قوتی برای رتتویی دانست. نکته دیگری که در این اثر به چشم میخورد، شهر پاریس است. پاریس که در پس زمینه این انیمیشن به تصویر کشیده میشود، زنده و واقعی است
ریتم تند انیمیشن به هیچ وجه از بین نمیره و در این 100 دقیقه شما هر لحظه منتظرید که اتفاق بعدی رخ بدهد !
البته بار کمدی که فیلم راتاتوی به دوش میکشه مثل سیمپسون ها به حدی نیستش که شما رو از خنده منفجر کنه ولی کلیت کار بسیار زیبا و دلنشین از آب در آمده و در بیشتر مواقع لبخند را بر بروی لب های شما می آورد .
راتاتوی پر شده از صحنه های به یاد ماندنی و زیبا ... مانند صحنه ای که موش در آشپزخانه شروع به درست کردن غذا میکند و دوربین به حالت چرخشی به دور او و قابلمه میچرخد و یا صحنه ای که پیرزنه تو خونه اش متوجه حضور موش ها میشه و با تفنگ فیل کشی میفته به جون موش ها !
با توجه به اینكه همه داستان در یک آشپزخانه درجه یک میگذرد، نام فیلم معنا پیدا میکند؛ رتتویی. رتتویی در واقع نام نوعی غذای لذیذ فرانسوی است که یکی از سختترین غذاها در آشپزی غذاهای مشهور فرانسوی به شمار میرود؛ غذایی که با سبزیجات پخته میشود .

انیمیشن رتتویی بیش از هر چیز سعی میکند از باورناپذیری دور شود؛
یعنی حتی رمی - قهرمان اصلی این اثر - حرف نمیزند تا به این ترتیب به یک موش واقعی نزدیکتر باشد.
شرکت انیمیشنسازی پیکسار با انتخاب داستانی نو، تصاویری که خندهدار هستند را واقعی جلوه میدهد.
..........................
دقت در ساخت این انیمیشن به اندازهای است که سازندگان آن بیش از هر انیمیشن دیگری که در این سال به نمایش درآمده است، به صداگذاری و استفاده از صداپیشگان مطرح توجه نشان دادهاند؛
چنانكه بسیاری معتقدند این اثر امسال به خاطر نوع صداگذاریاش میتواند بیشترین جایزههای اسکار را از آن خود کند.

دستاندرکاران رتتويي با توجه به لهجههاي مختلف، براي هر كدام از شخصیتهای فرانسوی این اثر، يك تهلهجه خاص و متمايز فرانسوی درنظر گرفتهاند.
پتن آزوالت که گهگاه به جای رمی در این فیلم حرف میزند، یکی از ماندگارترین صدا پیشگیها را در این فیلم اجرا کرده است.
براد برد - كارگردان رتتویی - میگوید: «این انیمیشن یکی از بهترین کارهایی است که در این ژانر ساختهام؛ دلیل آن هم بیش از هر چیز، کارکردن با یک تیم کاملا حرفهای است. این کار بعد از پایان، خود من را هم شگفتزده کرد».

در ابتداي پروژه قرار بود يان پينكاوا كارگرداني كار را بر عهده بگيرد ولي در ميانه كار پروژه را به براد برد واگذار كرد و ترجيح داد دستيار براد برد باقي بماند و همانموقع بود كه براد برد تصميم گرفت براي بهتر شدن كار، تغييراتي در داستان انيميشن ايجاد كند؛ البته پذيرفتن اين كار براي برد بسيار مشكل بود چرا كه بايد ادامه پروژه را در ۱۸ماه- آنطور كه دوست داشت - بسازد ولي با وجود اين، او اين پروژه را پذيرفت و به خوبي كارگرداني كرد؛ طوري كه در اكثر مصاحبههايش میگوید رتتويی يكي از بهترين انيميشنهاي پيكسار خواهد بود. نويسندگي كار هم بر عهده خود براد برد و همچنين يان پينكاوا بود كه اميلي كوك و كتي گرينبرگ آنها را در اين امر ياري ميكردند.
رتتویی و کمپانی پیکسار
شرکت پيكسار پس از نمايش انيميشن موفق «ماشينها» در سال ۲۰۰۶،رتتويی را از تاريخ ۲۹ ژوئن براي اولين بار در آمريكا اکران کرد.

بسیاری معتقدند این انیمیشن به احتمال زیاد امسال یکی از نامزدهای اصلی اسکار خواهد بود. رتتویی پر از نکتههای خلاق و جذابی است که هنوز هیچکدام از منتقدان نتوانستهاند ایرادی از آن بگیرند زیرا ۲ انیماتور مطرح - براد برد و جان لستر – كه در کارنامهشان آثاری همچون «غول آهنی» و «داستان اسباببازی» را دارند - در ساخت رتتویی شرکت داشتهاند
انیمیشنی زیبا به کارگردانی استادانه BRAD BIRD که توانسته امسال با همین راتاتوی اسکار را نصیب خودش بکنه که البته حقش هم بود !
این انیمیشن در که طول 77 روز توانست 403 میلیون دلار در سطح جهانی فروش کنید در رده بندی پرفروش ترین فیلم ها توانست رده هشتم رو به خودش اختصاص بده .
دیدن این انیمیشن زیبا را به هر سنی شدیدا توصیه میکنم .

نقدي بر رتتويي
مقدمه: زمانی که شروع به ترجمه این نقد کردم ، انتظار مطلب نقادانه تر و جدی تری را داشتم . اما پس از پایان یافتن ترجمه و خواندن دوباره آن، راستش کمی ناامید شدم. فضای نوشته و برداشت های نویسنده بنظرم به شدت تحت تاثیر علاقه شدید نویسنده به فیلم است. نوع نگاه هم که به شدت امریکایی مینماید. به هر حال خواندن همین نقد هم شاید خالی از لطف نباشد در این وانفسای عجیب و غریب.
********************************

من ترجیح میدهم که مسئله را بیهوده کش نیاورم و همینجا، و در ابتدا اعلام کنم که رتتویی یکی از بهترین انیمیشن هایی است که تا کنون ساخته شده و همانطوری که همه میگویند، بهترین کاریست که پیکسار تا کنون ارائه داده است. فیلمی به کارگردانی براد برد Brad Bird ، کسی که لقب بهترین کارگردان انیمیشن امریکایی را یدک میکشد و خالق انیمیشن هایی است چون The incredibles و غول آهنی The Iron Giant ، که این دومی به عقیده بسیاری، بهترین فیلم انیمیشی است که تا کنون ساخته شده.
ساخت و ساز
یکی از مهمترین نکاتی که در مورد فیلم رتتویی میتوان گفت این است که این فیلم، یکی از خصوصیات هر فیلم خوب انیمیشن دیگر را بصورت وارونه به بیننده تحویل میدهد!!! و این وارونگی را تبدیل به یکی از شاخصه های خود میکند.
درمورد هر فیلم خوش ساخت انیمیشن، میتوان این جمله را شنید : این فیلم بسیار خوبیست که برای کودکان ساخته شده ، اما دارای لایه هاییست که آنرا برای بزرگسالان هم جذاب میکند. اما در مورد رتتویی میتوان با قاطعیت گفت: این فیلم بسیار خوبیست که برای بزرگسالان ساخته شده، اما دارای لایه هاییست که آنرا برای بچه ها هم جذاب میکند! بعد ازفیلم انیمیشن دیو و دلبر Beauty & the Beast من دیگر هیچ فیلم بلند انیمیشنی از یکی از کمپانی های عمده امریکایی ،ندیدم که چنین خصوصیتی داشته باشند.

موسیقی
نکته دیگری که رتتویی را اینچنین بالاتر از سایرین قرار میدهد، موسیقی آن است. مایکل جیاچینو Michael giacchino آهنگساز رتتویی که در کارنامه اش موسیقی The incredibles را نیز دارد، موسیقی را بخاطر ذائقه کودکان تنزل نداده است. موسیقی که در بعضی مواقع رویکردی به سوی جز jazz دارد، در مواقعی بسیار پر زرق و برق است، در زمانهایی شبیه به آن چیزی است که اصطلاحا Merry Melodies خوانده میشود ولی در کل ، کاملا فرانسویست . حتی بسیاری از فیلمهای اکشن نیز نمیتوانند بابت چنین موسیقی تا این حد زنده و پر شور به خود ببالند.

صدا
رتتویی میتواند نمونه بسیار خوبی ار بکار گیری درست و بجای صدا باشد. پیکسار بیهوده نامهای بزرگ و پر طمطراق را برای صدا پیشگی این فیلم ردیف نکرده است. آنها صداپیشه هایی را انتخاب کرده اند که با کاراکتر ها جور باشند. و صداهای شناخته شده- بجای اینکه مثل خیلی از فیلمها یی که در آنها، صدا ها بیش از آنکه به فیلم کمک کنند، نام صاحبانشان را به رخ می کشند-بخوبی در زیر لهجه فرانسوی پنهان شده اند و به شخصیت پردازی کمک میکنند. اصلا تعجب نکنید اگر در اسکار امسال بسیاری از جوایز ویژه صدا به رتتویی تعلق بگیرد.
و البته کسانی که کاندیدا میشوند، استحقاقش را خواهند داشت. پتون اسوالت Patton Oswalt نقش رمی را بازی میکند و به نحوی اعجاب آور کاراکتری انسانی به او داده است. براد گارت Brad Garrett و جانین گاروفالو Janeane Garofalo که نقش گاستو Gusteau و کولت Colette را بازی میکنند،در زیر لهجه فرانسوی قابل شناسایی نیستند.
اما چنان به زیبایی صداهایشان را به کاراکتر ها قرض داده اند که ثابت میکنند که نامهای بزرگ، میتوانند صداهای بزرگی نیز باشند و نه فقط نامهای بزرگی بر پوستر فیلم.
یان هلم Ian Holm به عنوان سرآشپز عالی ایفای نق
ش میکند. گاهی ترسناک و در بیشتر موارد کاملا خنده دار. اما در رتتویی دو اجرای متفاوت وجود دارند که حتی بقیه را هم پشت سر میگذارند.
لو رومانو Lou Romano در نقش لینگویینی چنان با احساس ایفای نقش میکند که گویی واقعا بازیگری بنام لینگویینی، با صدای خودش در حال بازی است.
و پیتر اوتول Peter O’Toole بزرگ ، در نقش آنتون اگو Anton Ego چنان اجرای خارق العاده ای ارائه میدهد که در یک فیلم زنده میتوانست برای او کاندیداتوری اسکار نقش اول به ارمغان بیاورد.

داستان
داستان موشی که آشپزی کردن یک آشپز را، با کشیدن موهای او کنترل میکند، کاملا در قلمرو فانتزی قرار دارد. , تیم دیزنی-پیکسار به حرفه ای ترین شکل ممکن این فانتزی را اجرا کرده اند.
آنهم به وضوح به قصد سرگرم کردن بزرگسالانی که فانتزی در زندگیشان جای چندانی ندارد. همانطور که قبلا اشاره کردم ، این فیلمی است که برای بزرگسالان ساخته شده ولی کودکان هم از آن لذت میبرند.
اما همین نقطه قوت فیلم، ما را به سوی یکی از نقاط ضعف فیلم نیز راهنمایی میکند. اگرچه فیلم در بسیاری از مواقع بچه ها را سرگرم میکند،اما بنظر میرسد که درک داستان در لحظاتی برای آنها سنگین و مشکل باشد.
بعلاوه اینکه نکات متعددی در فیلم وجود دارند که شاید والدین ترجیح میدهند که از دید بچه ها پنهان بماند. نوشیدن مشروب و مستی در فیلم کمی زیاده از حد به تصویر کشیده شده. استفاده از سلاح نیز همینطور، بخصوص در دورانی که همه از دیپلماسی سخن میگویند!!! و البته مقوله مرگ نیز بنظر میرسد که در تمام لایه های زیرین فیلم نهفته باشد.
در فیلم به مرگ گاستو بارها و بارها اشاره میشود. به موضوع مرگ مادر لینگویینی به عنوان یک موضوع خنده دار در رابطه با زندگی پس از مرگ اشاره میشود. آدمها به وضوح سعی در کشتن موشها دارند و حتی در یک صحنه نچسب، تعداد زیادی موش مرده به شیوه ناراحت کننده ای به نمایش گذاشته میشوند.
انیمیشن
تیم انیماتور ها در رتتویی کاملا تواناییهایشان را به رخ کشیده اند. مثل همیشه ، انیماتور های دیزنی-پیکسار ، از پردازش فوق طبیعی کاراکتر ها (به سبک بعضی استودیو ها) خودداری کرده اند و به سمت شکل منطقی تر و دلچسب تری از طراحی شخصیت رفته اند. حرکت ها در حالیکه فانتزی و خنده دار هستند، باور پذیر و منطقی نیز هستند.

هیچ چیز، حتی شیوه اداره کردن لینگویینی توسط رمی، بیش از حد کارتونی نیست. موشها همزمان بامزه و راحت جلوه میکنند و در مواردی-بخصوص وقتی که بصورت گروهی نمایش داده میشوند- کاملا موش گونه نمایش داده میشوند. اما چیزی که کاملا مشخص و دیدنی است، شهر پاریس است. جانبخشی پاریس کاملا چشمگیر است.
اگر چه شهر پاریس یکی از کاراکتر های زنده فیلم نیست، اما بخاطر تلاش تیم ، در دمیدن روح پاریسی در جای جای فیلم ، حضور پاریس در فیلم ، چیزی کمتز از حضور سایر کارکتر های زنده فیلم نیست. تنها ایرادی که در این مورد میتوان به فیلم گرفت این است که تیم دیزنی-پیکسار ، این کلیشه قدیمی که تصور میشود که تمام پنجره ها در پاریس، رو به ایفل باز میشوند را حفظ کرده است !!!

رتتویی برای بییننده هایی که در ده سال گذشته ، عادت به دیدن فیلمهایی با داستانهای درجه دو و بد داشتند، مثل یک هدیه است.فیلم تقریبا از تمام جنبه ها بی نقص است. سایر فیلمهای انیمیشنی که در این چند سال دیده ایم ، ساندویچ های فست فودی هستند که در برابر ضیافت شاهانه رتتویی بی مزه و آبکی جلوه میکنند.
by James R Whitson, July 2nd, 2007/Animated views
مترجم: مهبد بذرافشان





Imagine my pal Jane's discomfort when she bought organic blueberries at her local farmer's market—and found a picture of a rat on the plastic container.
"It's Disney Garden produce, to promote Ratatouille," I said.
"It's a rat!" she replied. She hasn't seen the movie yet.
Brad Bird and Pixar make the movie's lead-rat chef cuddly, pink-nosed and adorable. He even washes his hands before he prepares his gourmet food. Pixar animators devoted years of study with San Francisco's top chefs as they prepped the movie. UPDATE: Here's a NYT video of Bird talking about how he made the movie.
بازي رتتويي:

Action has a new flavour!