|
عبدالرضا شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخشهايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخشهايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تدوين به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد. وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخشهايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنههاي اضافي را كه با تغيير پايان بيربط شده بود، از كار درآورديم. وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر ميبرد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود. وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري ميديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمهاي به داستان اصلي سريال نميزد. وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيريهاي سازمان صدا و سيما برميگردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل ميكنند.
**«مرد هزار چهره» وارد بازيهاي سياسي نشده است
شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژهاي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي ميتواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساختهاند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط ميدهند. وي افزود: بسط دادن قصههاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيتهايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نميرسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگيهاي حاشيهاي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاهبرداري ميكنند و اشتباه در جاي خود قرار ميگيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست.
** مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد
مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفهاي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني ميتواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق ميكرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است. وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامههاي 90 شبي باقي ميماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه ميگفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام ميدهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصهاي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود. شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن ميشناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازيهاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقهمنديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقشهاي قبلياش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان ميدهد.اين مجموعه پروژهاي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه ميتواند.
** مرد هزار چهره با هر موضوع ديگري ميتوانست حساسيتبرانگيز باشد
وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژهاي در فيلمها و سريالها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل ميشود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي ميگذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن ميرفت. وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نميشود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم ميتواند در شرايط مختلف بد شود.
** مديري با «مرد هزار چهره» به دنياي چند فضايي پا گذاشت
شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشنهاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق ميدهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردانهاي بسياري را ديدهام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند. وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام ميكردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است. وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون ميشود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود. فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها ميشود و كار ملموس تر و واقعيتر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد.
ایران هزار جزیره
دیروز تلویزیون یک گزارش مستند از جزیره قشم منتشر کرد. کارشناس برنامه در باب ساختار زمین شناسی جزیره سخن میگفت و اینکه این جزیره جطور از یک پوسته سطحی بهرهمند است که بسیار سخت است، اما لایههای زیرین آن به هیچ روی استحکام پوسته را ندارند. او نشان میداد که چطور در بخشهایی از جزیره، پوسته همچنان باقی است اما لایههای زیرین را آب به تدریج میشوید و از میان برمیدارد.
سریال مرد هزار چهره تصویری شبیه ساختار زمین شناسی جزیره قشم از جامعه ایرانی عرضه کرد.
جامعه ایرانی از فقدان امنیت به نحو عمیقی رنج میبرد. هیچ کس به آنچه دارد و موقعیتی که احراز کرده مطمئن نیست. در چنین شرایطی، برای هرکس، تطمیع، زور و حیله، ابزارهای مهم و کارآمد برای تثبیت نسبی موقعیت فعلی، و ارتقاء مستمر آن است. در چنین شرایطی آنچه در بدو امر از صحنه بیرون میرود، کارآمدی و اصالت است.
این وضعیت یک ساختار دوگانه به هر یک از ما بخشیده است: محیط در بدو امر، سوژه را تحت فشار شدید قرار میدهد. به هیچ روی او را جدی نمیگیرد. هر کنش او را به سخره میگیرد. او در رنج تجربه هیچ کس بودن زندگی را سپری میکند. زیرزمین و بایگانی اداره ثبت شیراز را به خاطر آورید و کارمند دون پایهای را که برای دستشویی رفتناش مرخصی میگیرد از کسانی که هیچ گاه او را نمیبینند و از وجودش خبر ندارند.
ساختار رقابتی هر فضای خاص تنفس را در میان قلیلی توزیع کرده است و دیگران به ندرت ممکن است سهمی تازه از تنفس در فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به دست آورند.
اما فضا بی حساب و کتابتر و تعین نایافتهتر از آن است که آنکس که دیده نمیشود، در قفس تنگ دیده نشدگی باقی بماند. تنها یک تصادف ساده، ممکن است یکباره شما را از زیرزمین بایگانی یک اداره ثبت محلی، به اوج شهرت و محبوبیت برساند. به محض آنکه تصادفاً از تجربه آن شخصیت وانموده شده بهرهمند میشویم، دکهها و منابع گوناگون ثروت و قدرت و سرمایههای سنگین حیله و زور به کار میافتند تا در گوشهای از سفره این وجه وانموده بنشینند و از نان بادآورده امروز خود محروم نشوند. شما را باد میکنند تا با معرکهای که به راه میاندازند، چیزی نصیب خود کنند.
شصت چی علط میکند در آن زیرزمین نمور و آشفته، دعوی وجود کند، دکتر جندقی نیز در اوج محبوبیت و وجاهت غلط میکند که خود وانموده و ثانوی خود را انکار کند.
سوژه اینچنین در یک فضای دوگانه قرار میگیرد. بسیاری از ما در این جامعه کم و بیش در دوگانه مسعود شصت چی و دکتر جندقی زندگی میکنیم. در ترتیبات اولیه یک موجود ضعیف و معلول و شکسته و لنگ هستیم، اما به حسب تصادفاتی در این جامعه یک شخصیت وانموده نیز پیدا کردهایم. از ضعف مفرط دوران شصت چی بودنمان، به قدرت وانموده و غیر واقعی دکتر جندقیمان پناه میبریم. اما گاه نیز از بی بنیادی این وجه وانموده، به همان دوران کنج و نمور شصت چی بودنمان پناه میآوریم.
البته در این رفت و بازگشتهای طاقت فرسا، کم و بیش استعدادهای فردیمان نیز که در آن زیرزمین مهجوریت و سرکوب نادیده گرفته شده بود، شکوفا میشود. یکباره میفهمیم که فریاد هم میتوانیم بزنیم.
البته نه فریادی متعارف، فریادی که اگر برآید، شیشهها به لرزه درمیآیند.
این ساختار دوگانه، علاوه بر سوژه در سطح عام نیز مشاهده میشود. ما ایرانیان تصویری رسانهای شده از خویش داریم، و التبه تصویری در زیر دارد، آنچه در بالاستی.به هر یک از فضاهای جامعه امروزی سر بزنید، با این دوگانگی ویرانگر مواجهید. به هیات علمی و اساتید دانشگاه، به جامعه پزشکان، به هنرمندان، به مراجع قدرت و بازتولید نظم و امنیت، به مراجع بازتولید ارزشهای اخلاقی و معنوی و ....
یک جامعه هزار جزیرهایم با مشخصات جزیره قشم.
هنگامی که آن پزشک حقه باز، با فریادی حماسی و با طنینی وطن پرستانه، دکتر جندقی را فرامیخواند تا از بازگشت به همان کنج شصت چی بودنش منصرف شود و دکتر جندقی باقی بماند، از همین دوگانه در سطح کلان نیز سخن میگفت.
سریال مرد هزار چهره اما، دفاعیهای از موقعیت هنرمند نیز بود. مسعود شصت چی پیش روی دوربین تلویزیون گریست و این صحنه به کلی هنرمند را از نقشی که در یک طنز اختیار کرده بود، بیرون آورد.
این مهران مدیری بود که میگریست.
او در هر یک از مجموعههای پربیننده خود، به یک یا چند مرجع قدرت باج میدهد و از این جهت هدف نقدهای تند و تیز قرار میگیرد. به عنوان هنرمندی که تردیدی در استعدادهای منحصر به فرد او در تولید طنز نیست، با سریال مرد هزار چهره، از کنج انزوای خود به در آمده است، تا منصفانه منتقد خود را به ملاحظه همه چیز در پیرامونش بنشاند منجمله تماشای خودش.
آنگاه در شرافت هر منتقدی باید تردید کرد اگر همراه او در صحنه آخر دادگاه بر روز و روزگار خویش نگریسته باشد.
مدیری نشان داد که در این دوگانهای که همه در آن زیست میکنند، مدیری نیز یک وجه شبیه به دکتر جندقی یافته است که بر سر سفره نام وانمودهاش مراجع قدرتی نشستهاند. چرا همه از مدیری میخواهند که یکسره صفا و درستی و صداقت باشد. چرا همه کاستیهای خود را از او انتظار دارند؟
هنرمندی در استانداردهای مدیری اگر از همین امکانها برای تولید هنری خود بهره نبرد، چه کند؟
او در صحنه آخر گریست و از همه ما خواست تا ما نیز هر یک به سهم خود و بابت باجی که برای بقاء میپر ازیم و لگدی که به ارزشهای اجتماعی و هنجارهای جمعی میزنیم و پایی که هر یک بر شانههای دیگری داریم اشکی بریزیم.
زاويه ديد
..............................
 |
| چه كسی ازمهران مدیری نمیترسد | |
|
|
|
|
|
|
كوتاه درباره آخرین ساخته مهران مدیری |
|
| |
|
|
|
|
عادت كرده بودیم بخندیم. از ساعت خوش و نوروز ۷۲ كه مهران مدیری و گروهش روزهای آغاز سال را با طنزهای دنبالهدار به خانهها میآمدند تا پاورچین و شبهای برره و باغ مظفر كه بیش از ۹۰ شب در تلویزیونها حاضر میشدند و با توانایی غیرقابل انكار مدیری در پرداخت طنزهای اجتماعی، بهانهای میشدند برای فراموش كردن خستگی روزهایی كه میگذشت. مهران مدیری كه بیاغراق میتوان جسورترین طنزپرداز تلویزیونی نامیدش، در طنزهای شبانهاش از ما میگفت و به صریحترین شیوه، كاستیها و نادرستیهایمان را به رخ میكشید و آنقدر ماهرانه حرفهایش را لابهلای طنزهایش میزد كه یادمان میرفت هرشب چند دقیقه، مقابل تلویزیون به خودمان میخندیم. قبل از آمدن سال جدید، فهرست بلند بالای برنامههای نوروزی، مخاطبان تلویزیون را به گذراندن روزهایی پربرنامه امیدوار كرد و آمدن فیلمهای سینمایی بسیاری كه تنها چند ماه از اكران بینالمللیشان میگذشت، با دوبله فارسی، آنهایی را هم كه چندان علاقهای به رسانه ملی نداشتند پای تلویزیون كشاند، اما با وجود بالا رفتن حجم برنامههای تولیدی صدا و سیما كه اغلب سریالهایی با مایه طنز بودند، بینندگان برنامههای نوروزی، از فیلمهای سینمایی كه به لطف پایبند نبودن به قانون كپیرایت در تلویزیون پخش میشدند در رضایت بیشتری داشتند. بودجهای كه صرف تولید برنامههای نوروزی شده بود، سریالهایی نه چندان مخاطبپسند و اغلب فاقد ارزشهای هنری را به صدا و سیما آورد تا تنها جایگزینی باشد برای ساعات فراغت نوروزی. اما در این میان مهران مدیری مثل همیشه جنجالآفرین بود. در حالی كه پیش از نمایش «مرد هزار چهره» تهیهكنندگان این سریال، آخرین ساخته مدیری را بهترین اثر این كارگردان خوانده بودند، دوستان و منتقدان از هر گروه به انتظار آمدن اثری متفاوت از این كارگردان طنز نشستند. شاید كمرنگتر بودن طنزهای كلامی در آخرین ساخته مدیری گمانها را به این سمت راند كه كارگردان در قسمتهای آغازین سریالش نتوانسته توقع مخاطبان مشكلپسند را برآورده سازد، اما همین مخاطبانی كه ساخته مدیری را اثری فاقد كشش میخواندند اغلب شبها بیننده برنامه او میشدند تا بازی صریح كارگردان و مجموعهاش با سنگینترین تابوها را ببینند. كمتر كسی خندید شاید به این دلیل كه مدیری میخواست این بار با صراحت بیشتری حرفش را به كرسی بنشاند. در حالی كه نویسندگان این مجموعه در مصاحبههایشان تاكید كردهاند كه مقصود سازندگان «مرد هزار چهره» آن چیزی نبود كه گروههای مختلف برداشت كردهاند، اساسا خصلت چنین برنامههایی نمیتواند ذهن مخاطب را محدود اعمال یك شخصیت خیالی به نام «شصتچی» كند. مرد هزار چهره كه در موقعیتهای بسیاری قرار میگیرد این بار به هیچ پیشهای رحم نمیكند. گاه در هیبت یك پزشك ظاهر میشود كه هیچ بهرهای از علم ندارد و گاه در جایگاه یك كارمند ثبت احوال یا قاتلی حرفهای. اما از همه اینها گذشته رسیدن دامنه طنازیهای مهران مدیری به گروههایی چون نیروی انتظامی و شوخی با فرهیختگان و شاعران مسالهای نیست كه به سادگی در رسانه محافظهكار صدا و سیما قابل پرداخت باشد. شاید قصد مدیری و تیمش بیان احوال هیچ قشر خاصی با استفاده از قابلیتهای طنز نباشد، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم ذهن سیال مخاطب آنچه را بخواهد، میسازد و شخصیت اصلی داستان را چه نامش «شصتچی» باشد و چه نباشد در قالب صاحب منصبانی كه «مرد هزار چهره» در هیبتشان ظاهر شده تصور میكند. شاید به همین دلیل بود كه در روزهای خاموشی رسانههای رسمی اهل هر حرفهای در وبلاگ و سایت شخصیاش نقدی بر ساخته او نوشت. برخی جسارت مدیری را در پرداختن به چنین مباحثی ستودند و از پایان كار ترسیدند و برخی از بیان چنین شوخیهای آشكاری با حرفهشان رنجیدند. ثبت احوال فارس هم پیشدستی كرد و قبل از آن كه به روال معمول پزشكان و پرستاران سر به شكایت بردارند، گلایهاش را به محافل قضایی برد و خواستار برخورد با سازندگان این سریال و دریافت غرامت نقدی شد. با تمام این اوصاف و در شرایطی كه اغلب بینندگان تلویزیون از پایین بودن سطح كیفی برنامهها گلایه دارند، مدیری مثل همیشه قشر وسیعی را پای جعبه جادویی نشاند و برنامهای ساخت كه گرچه به عقیده برخی پایینتر از سطح ساختههای قبلی او باشد، ارزش ارائه نقدها و دیدنهای شبانه را داشته باشد.
|
|
|
|
|
................................
| مرد هزار چهره از بار معنایی مناسبی برخوردار بود | |
|
|
|
|
|
|
|
|
مجموعه «مرد هزار چهره» ساخته مهران مدیری با مضمون طنز - هجو اجتماعی در ایام نوروز از شبكه سوم سیما پخش و روایتی جدید از جامعه غیرمتعارف با روابطی به ظاهر پیچیده در خلا ضوابط در حوزه مناصب اجتماعی را در معرض دید مخاطبان تلویزیونی قرار داد. |
|
| |
|
|
|
|
|
مجموعه «مرد هزار چهره» ساخته مهران مدیری با مضمون طنز - هجو اجتماعی در ایام نوروز از شبكه سوم سیما پخش و روایتی جدید از جامعه غیرمتعارف با روابطی به ظاهر پیچیده در خلا ضوابط در حوزه مناصب اجتماعی را در معرض دید مخاطبان تلویزیونی قرار داد. طنز به عنوان مقوله ای جذاب و مخاطب پسند همواره مورد توجه برنامه سازان تلویزیونی و كارگردانان سینما بوده و طرح مباحث مختلف كه شاید پرداخت و بیان آن در گونه دیگر با چالش هایی روبه رو شود معمولاً در این ژانر دستمایه كار قرار می گیرد. زبان طنز با وجود گزندگی و نوعی تلخی برای مخاطبان اصلی موضوع اثر، در جوامع مختلف قابل درك و تحمل بوده و این امر موجب شده كه فیلمسازان و برنامه سازان بتوانند با بهره گیری از آن به طرح مباحث چالشی روی پرده نقره ای و قاب كوچك تلویزیون بپردازند. مدیری در مرد هزار چهره نیز با بهره گیری از این ظرفیت و در ادامه آثار قبلی خود كه ترسیم گر ناكجاآبادی برای روایت بوده است. مسعود شصت چی كارمند ساده بخش بایگانی اداره ثبت كه سالهاست در زیرزمین با هزاران پرونده مانوس بوده و در این میان دل به همكار خود بسته و تصمیم به ازدواج دارد و قرار برای رفتن به خانه همسر آینده زندگی و سرنوشت او را دستخوش تغییرات و محور روایت داستان مرد هزار چهره می شود. مسعود، جوان ساده دل شهرستانی با وسوسه پدر همسرآینده اش برای گرفتن جایزه بانك به جای پسرش سپهرجندقی كه سالهاست در خارج از كشور بسر می برد و با جعل شناسنامه او به بانك می رود و برای دریافت جایزه بانك راهی تهران می شود. او درتهران و در مراسمی كه برای معرفی برندگان ترتیب داده شده توسط فردی با عنوان طبیبیان كه صاحب بیمارستانی است با سپهر جندقی كه فوق تخصص مغز و اعصاب است اشتباه گرفته شده و وارد ماجراهایی می شود. مسعود با عنوان جندقی وارد دنیای پزشكی، بیمارستان، اتاق عمل، جان مردم و باقی قضایا می شود و در این میان با موقعیت های متفاوت و استهزا كننده ای روبه رومی شود و زمانیكه متوجه می شود هوا واقعا پس است به قصد فرار و با زهم به اشتباه لباس یك مصدوم كه اتفاقاً از افسران مشهور انتظامی (سرهنگ غفاری) است به تن كرده و در كسوت پلیس و رئیس یك كلانتری در پایتخت ظاهر می شود. سرهنگ غفاری كه سالها در مناطق مرزی و با گروههای اشرار و قاچاق مواد مخدر درگیر بوده و به دلیل لیاقت و شجاعت از آوازه ای در میان نیروهای پلیس برخوردار است، مسعود در لباس او وارد محیط كلانتری شده و با تعاریف غلوآمیز سرباز وظیفه ای كه به دلیل غفلت در دوران اضافه خدمت بسر می برد، جاخوش می كند و موقعیت های طنزی را در این كسوت بوجود می آورد. او كه با سلسله مراتب نظامی آشنا نبوده و از دنیای پلیس و مجرمان هیچ آگاهی ندارد با حماقت و نادانی، افسر وظیفه شناس كلانتری را مهار و زندانی می كند و به سربازچلمن پرو بال می دهد و همه چیز را بهم می ریزد و زمانیكه دوباره هوا را پس می یابد قصد فرار می كند. مسعود این بار سر از محافل ادبی و هنری به جای فرد دیگری با عنوان استاد طوفان در می آورد و قضایا قبلی در محیطی به اصطلاح فرهنگی با شخصیت های ادبی كه جملگی ساده، خوش باورو بی سواد نمایانگر می شوند، تكرار می شود. مسعود در نهایت و پس از خلاصی از این محفل سر از باندهای تبهكاری و مافیایی در می آورد و پس از فراز و نشیب های مسخره كه هیچ یك جنبه واقعی و ملموس در این حوزه ندارد، فرار و در حین گرفتن جایزه بانك توسط همان افسر وظیفه شناس جوان كلانتری دستگیر و روانه دادگاه و زندان می شود. دفاع مسعود شصت چی یا همان مرد هزار چهره در دادگاه نیز در نوع خود جالب است، او خود را مستحق مجازات سنگین نمی داند چراكه تصور او از وارد شدن به این چرخه را ناشی از اشتباه شخصی و عمومی و نوعی درگیری در بازی نافرجام می داند. مرد هزار چهره فارغ از نوع شخصیت پردازی و روایت، تداعی گر همان وضعیت حسین قلی خانی است كه ناشی از آشفتگی و بهم ریختگی روابط و ضوابط اجتماعی و مشخص نبودن جایگاه افراد و مناصب مختلف است. فرد با نیت خیر در جایگاهی كه شایسته آن نیست قرار می گیرد و عواقب كار هیچ گاه دامنگیر او نبوده و این جامعه هست كه باید هزینه این اشتباه و انتخاب ناصحیح را پرداخت و در نهایت فرد به دلیل همان نكته كه شصت چی نیز در دادگاه خود به آن اذعان كرد كه او اشتباهی بوده، تبرئه می شود. مجموعه مرد هزار چهره به رغم اصرار سازندگان برمدار روایی همان ناكجاآباد كه در ساخته های قبلی مدیری نیز كه در پاورچین، نقطه چین و شبهای برره برجسته شد، قرار دارد و هجو جامعه ای است كه در عین پیچیدگی در روابط از نبود ضوابط و فقدان شایسته سالاری رنج می برد. مدیری با ساخت آثار مورد اشاره و به عنوان یك برنامه ساز موفق تلویزیونی، مدار روایی خود را برای طرح مباحث بعضا به ظاهر چالشی یافته و در كلام طنزهجوگونه آثار خود، نقد افراد، طبقات و جایگاههای مختلف اجتماعی را دستمایه كار قرار داده است. مرد هزار چهره با وجود كاستی هایی در فضاسازی و شخصیت پردازی و نوعی شتابزدگی در مقایسه با سایر تولیدات نوروزی سیما از بار معنایی مناسبتری برخوردار بود. |
|
|
|
| |
|
|
|
.........................................
| |
|
|
|
|
گزارش: روزنامه دنياي اقتصاد | |
|
محراب قاسمخاني در گفت و گو با فارس:
ايده «مرد هزار چهره» اقتباسي اما با داستاني كاملا متفاوت است
خبرگزاري فارس: يكي از نويسندگان مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» با ابيان اينكه ايده اين سريال اقتباسي است،گفـت: داستان اين مجموعه جديد و با كارهاي قبلي مديري بسيار تفاوت داشت. |
| |
|
محراب قاسمخاني در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: ايده اوليه سريال تلويزيوني «مرد هزار چهره» از داستان پخمه عزيز نسين گرفته شده ولي موقعيتها و داستان كاملا متفاوت است و كاملا در فضاي ديگري رخ ميدهد. وي افزود: طراحي اصلي قصه را «پيمان قاسمخاني» انجام و نظارت كرده و من، امير مهدي ژوله و خشايار الوند هركدام 4 الي 5 قسمت از داستانهاي سريال را نوشتهايم. وي در ادامه گفت: ما براي نوشتن كاري در 13 قسمت بايد از فضاي كارهاي قبلي بيرون ميآمديم زيرا در كارهاي پر قسمت، مخاطبان از قسمتهاي 20 به بعد به كار نزديك ميشوند ولي در اين كار ما برحسب ماجراها پيش رفتيم چون 13 قسمت بيشتر فرصت نداشتيم. وي تصريح كرد: اين كار با كارهاي قبلي مهران مديري تفاوت بسياري داشت و مانند آنها ساخته نشد و ما تلاش كرديم تا فضاي جديدي را خلق كنيم كه هم براي ما تازگي داشت و هم مخاطب را جذب كند.به نظر من ساخت سريال 90 قسمتي كار غلطي است. هميشه فرصت براي نوشتن و فكر كردن كم است و بازيگر اصلا فرصت تمرين كردن ندارد ولي در كارهايي كه تعداد قسمتهاي كمتري دارند و فرصت براي ساخت فراهم است معمولا كارها بهتر ساخته ميشوند. وي درباره اينكه در كارهاي نود قسمتي معمولا نويسنده با توجه به بازخورد مخاطبان به كم و كاستهاي شخصيتها پيبرده و آنها را سر و سامان ميدهد نيز گفت: هميشه بازخورد مخاطبان راه گشاي ما نيست. گاهي اوقات ما در ادامه مسير، فضا را در مييابيم و به كمبودهاي شخصيتها پي ميبريم و در ادامه به حذف و اضافه ميپردازيم.اينگونه نيست كه مثلا ميگويند از قسمت 20 به بعد كار پخته ميشود بلكه از اين قسمتها به بعد است كه مردم كم كم شخصيتها را ميپذيرند و به هر شب ديدن آنها عادت ميكنند. وي در ادامه درباره هدفش از نويسندگي كارهاي طنز و پيامي كه به مخاطب ميدهد، اظهار داشت: من تا به حال كار نويسندگي در چند مجموعه را انجام دادهام ولي از ميان آنها «پاورچين» را از سايرين بيشتر دوست دارم. چون ساده بود و خيال پيام دادن به مردم را نداشتيم. البته در «شبهاي برره» نيز آن قدر كه مردم از داستانهاي سريال پيام گرفتند، ما قصد پيام دادن نداشتيم. وي افزود: قرار نيست همواره در طنز تلويزيوني پيام بدهيم. بلكه قصد فقط خنداندن است. اينكه كاري خوب نوشته شده، خوب بازي شود و مردم بهشان خوش بگذرد و در اين ميان فقط كار بايد با وجدان انجام شود و خنداندن مخاطب به هر قيمتي انجام شود. وي با بيان اينكه مجموعه نقطه چين با فاصله پايينتر از ساير كارها بوده، درباره سريال باغ مظفر نيز گفت: در آن شرايطي كه مجموعه «باغ مظفر» ساخته شد، بهتر از آن كار در نميآمد البته در اين ميان برخي هم به حجم تبليغات اشاره كردند كه در آن زمان كار ديگري نميشد كرد. ذكر اين نكته نيز ضروري است كه ما در مورد تبليغات عمدا آنقدر رو برخورد كرديم چون ميخواستيم با مخاطب رو راست باشيم به گونهاي كه فكر نكند قصد داريم يواشكي او را ترغيب به استفاده از محصول خاصي بكنيم.ما مجبور به انجام اين كار شديم و ترجيح داديم كه كار را صاف و پوست كنده انجام دهيم. محراب قاسم خاني در ادامه درباره تركيب نويسندگان مجموعههاي مهران مديري نيز گفت: ما خيلي دوست داريم كه از نويسندگان متنوعي استفاده كنيم اما در اين چند سال نتوانستهايم آنها را پيدا كنيم. مثلا امير مهدي ژوله از ميان مطبوعات به ميان ما آمد و نوعي طنز جديد را براي ما آورد. ما سر مجموعه پاورچين شروع به متن گرفتن از بسياري از نويسندگان كرديم ولي اصلا خوب نبودند و بيشتر انرژي ما صرف خواندن متنها ميشد. آن موقع به ما گفتند كه مافيا تشكيل دادهايم ولي بعد از اين حرف تصميم گرفتيم كه گروهي باشيم كه پشت يكديگر هستيم و از هم حمايت ميكنيم. البته شيوههاي ما متفاوت است. ژوله شوخيهاي ويژهاي دارد، الوند تجربه زيادي دارد،پيمان روي قضايا مسلط است و مهران مديري تنها كسي است كه با خيال راحت ميتوانيد سكانس را به او بسپاريد و مطمئن باشيد كه منفجرش نميكند و حتي بهتر هم ميشود. وي افزود: ما در كار نويسندگي كارهاي طنز و كمدي حرفهاي نيستيم و نسبت به دنيا خيلي عقب هستيم و براي رسيدن به نقطه مطلوب در تلاش هستيم و اگر زمان و بودجه كافي براي ساخت برنامهها در اختيار داشتيم، كارهايمان نيز بسيار موفقتر بود. البته در حال حاضر كارها نسبت به چندسال قبل حرفهايتر شده و شبكهها نيز حرفهايتر شدهاند و اشتباهاتي را كه قبلا انجام دادند ديگر انجام نميدهند. |
................. |