تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - حذفیات قسمت 33

اوایل حرفهای جانگهوا و لرد کیم

ورورد موجین به اتاق و دادن خبر ورود فرماندار به اونجا

دادن خبر دستگیری لرد کیم به بانو جمی

ورود جانگهوا به اتاق و نشستن اون

خروج جانگهوا

فرستادن موجین به چانگهی برای دادن خبر اومدن افراد فرماندار به چانگهی برای دستگیری گونگ بوک

نگرانی مک بونگ و سون چونگ

سکانسهایی از ورود بانو جمی به مقررش

احضار تاسف بانو جمی از نداشتن کسی مثل یوم مون

سکانسهایی از نجات جانگهوا

البته آهنگ این سکانس هم فقط اوایلش گذشته شده و بقیه آهنگ هم آهنگ جایگزین همیشگی گذاشته شد

جانگهوا در بازار یانگزو

و از اینجا به بعد که پرش داستان

گونگ بوک در حال نگارستن به افقه که چی ریانگ به اونجا میایدو گونگ بوک بهش میگه که من درخواست ارباب را قبول میکنم و مرافب شما هستم

چی ریانگ تی وی:از زمانی که پدرم رفت قلبم از سرمای زمستان انباشته شده اما محبت تو گرمای بهار را برای من آورد

اما این قسمت در ساحل تمام نشد بلکه صحنه های دیگه ای هم بود. البته ترجمه لاتین هم گویای چیزه دیگه ای بود ولی ترجمه تی وی به نظر صحیح میومد چون در زبان کره ای چی ریانگ کلمه پدر را میگه ولی در زیر نویس لاتین این کلمه به چشم نمی خوره

چی ریانگ : رییس ارشد من به شما گفتم که مهم نیست پدرم چی گفته تو هیچ جایی در قلبت برای من نداری من تنها با تلاش و سعی نمی تونم همسر تو بشم .اگه تو می تونستی با تلاش کردن قلب کسی را به دست بیاری من هم موفق میشدم قلب تو را بدست بیارم (منظور چی ریانگ جانگهواست که گونگ موفق نبوده) من وقتی که زمان به قدر کافی گذشت و احساست نسبت به جانگهوا از بین رفت سعی میکنم که قلبت را بدست بیارم  پس در مورد من نگران نباش من خیلی صبر کردم تا این حرفها را بهم بزنی .من احساس میکنم که قلب  من گرفتار یک شب زمستانی شد ولی حالا اجساس می کنم که بهار اومده

گونگ بوک در تمام این مدت فقط گوش میده و حرفی نمیزنه

گونگ بوک و چی ریانگ از ساحل بر میگردنند که یون می خواد خبر ورود جانگهوا را به گونگ بوک بده که با دیدن چی ریانگ تردید میکنه و با اصرار گونگ بوک میگه که بانو جانگهوا برای دیدن شما اومدهو گونگ بوک با نگاه به چی ریانگ داره فکر میکنه چرا توی این وضعیت

جانگهوا هم وارد میشه

 

 

 

نوشته شده توسط داریوش در ساعت 11:0 بعد از ظهر | لینک  |