بخش اول اين فيلم : 29 فوريه -1
بخش دوم فیلم : 29 فوریه -2
...
۲۹ فوریه - بخش سوم
ادامه داستان :

بازرس پارک و همکارش که بیرون خونه مراقب هستند
این صحنه رو میبینند و به کمک میان



همکار بازرس عکسی رو به جیون نشون میده که همون کسیه که قاتل چند سال یپش بوده
جیون میگه این همون زنه

اما بازرس میگه اون توی آتش سوخته
از جیون می پرسن که امروز کی توی عوارضیه و جیون میگه چون امروز روز تولد دوستشه

و هر ۴ سال یه بار تولد میگیره میره پیش اون
(این آویز صلیب توی ماشین را داشته باشید تا بعدا ببینید چی میشه)

جیون توی فروشگاه به جونگ سونک زنگ میزنه :
جونگ سوک؟
ما کجا باید ملاقات کنیم؟

یادم رفت بهت بگم
چرا؟ برنامه دیگه ای داری؟
خانم لی نمینونست بیاد سر کار
وقتی تو خسته شدی من هم با اون موافقت کردم
تو نمیتونی اونجا بمونی
برو بیرون از اونجا
چرا؟ چیزی شده؟
امروز بیست و نه فبریه است
تو این را نمی دونستی؟
تو هنوز در مورد اون شایعه احمقانه نگرانی؟ برای تغییر پست دیر کردم باید برم
جونگ سونک .جونگ سوک دیونه شدی؟
و جیون با عجله از فروشگاه خارج میشه که به عوارضی بره

این همون خانومیه که مثل جیون میپوسه !

جیون توی راه خوابش گرفته و آویز رو که بهم میخوره صدا میده از شیشه ماشین میندازه بیرون
توی آینه ماشین که نگاه میکنه ببینید چی میبینه !





به عوارضی میرسه و به طرف اتاقک میره



جونگ سوک کشته شده




اون خسته کنندست همش با اون لباس.مثل من اون مردم زیادی را کشته
من از اون نفرین میترسم تقصیر منه که جونگ سونک مرد
اگه اون موقع اونجا بودم میتونستم نجاتش بدم
ایکاش اون بازرسها حرفهای من را باور میکردند

جيون و بازرس با هم صحبت ميکنند و جيون بازرس را سرزنش ميکنه که اگه حرفهاشو باور کرده بود دوستش زنده بود :

بازرس :خون از قاتل بوده
ما باید بقیه بلیطها را چک کنیم
اما خون روی بلیطها با هم جور هستند
حقیقت چیزهای دیگه ای هست
هر کسی از طرف خودش یک داستانی داره
آزمایش دی ان ای به ما میگه که قاتل کیه
اون روح در چهار سال بر میگرده
تو بادی بریو کمی بخوابی
جيون کمد لوازمش رو بررسي ميکنه و کارتي که براي دوستش تهيه کرده بود ميبينه
در اين لحظه :




ادامه دارد ...



