تبليغاتX
تحلیل سریال جواهری درقصر و امپراتور دریا - سیندرلا -3

 

تمامی قسمتها :  http://pafa.blogfa.com/cat-22.aspx

بخش اول - خلاصه سيندرلا -1 

 

بخش دوم - خلاصه سيندرلا -2  

 

کليپهاي خلاصه بخشهاي  قبلي:

 

پايين آمدن سم از پله ها با لباس عروس

رقص سم و آستين

خروج سم از مراسم

ديده شدن سم توسط خواهرهاي ناتني

 

 

....................................................

 ادامه داستان:

 

 

اما سم يهو سرو کله اش پيدا ميشه و ..

روي لباس عروس لباس ديگه اي پوشيده و  پيش بندي بسته و تظاهر ميکنه که داره آشپزيشو تقويت ميکنه

فيونا که متوجه شده يه خبرايي بوده از رستوران خارج ميشه

 

 

 

 

 

 

 

 

کارتر خوشحال از اينکه ماشين سالم به مقصد رسيده ميخواد بره خونه که با ماشين فيونا روبرو ميشه و راهشو کج ميکنه که بهم نخورن و ميخوره به تير تابلوي رستوران

خوشحال ميشه که اتفاقي نيفتاد

اما بعدش تابلوي رستوران ميفته روي ماشين و ماشين ....

 

 

 

 

 

 

 

 

  

سم و کارتر دارن صحبت ميکنن و سم معتقده که آستين فراموشش کرده

اما وقتي داخل ميشن ميبينن که ...

 

 

 

 

آستين به دوستاش در مورد اون دختر ميگه که فکرش بالاتر از اينه که به فکر لباس و کم کردن وزن باشه

اما چون موبايلش قفله نميتونه پيداش کنه

 

 

 

 

 

 

 

 

استين از کنار سم رد ميشه و سم اينقدر محوش ميشه که ميخوره به در کمد

 

 

کارتر سم رو تشويق ميکنه که بره به استين بگه

اما سم ميگه اگه اين کار راحتيه تو برو به شلبي بگو که ديشب تو بودي که ...

کارتر حاضر ميشه بگه و ميرن به استخر که شلبي و دوستاش هستن

شلبي داره از زورو  صحبت ميکنه و کلي تعريف و تمجيد ...

 که کارتر سرميرسه و خودشو معرفي ميکنه

و شلبي هم از طرفي جلوي دوستاش داره ضايع ميشه و از طرف ديگه حسابي کارتر رو مسخره ميکنه

چون باورش نميشه که زورو همون کارتر باشه

 

کارتر ميره به شلبي ماجراي ديشب رو بگه درحاليکه شلبي اصلا کارتر رو نميشناسه و دوستاش بهش ميگن اين همونيه که امتحانات جبر رو از روش تقلب ميکني

شلبي کارتر رو به کناري ميکشونه و ميگه من حتما ديشب حالم خوب نبوده متوجه نشدم چکار کردم اما کارتر ميگه من فکر کردم ما رابطه اي پيدا کرديم

خلاصه شلبي ضايعش ميکنه

 

 

 

 

از طرف ديگه دخترهايي اومدن و ميگم ما سيندرلا هستيم و دوستان استين هم تک تک اونها رو معرفي ميکنند

آستين هم حسابي شاکي ميشه و محل رو ترک ميکنه

 

 

 

 

فيونا نامه هايي که به خونه اومده بررسي ميکنه و ميبينه نامه اي از دانشگاه پرينستون براي سم اومده که نوشته قبول شده اما فيونا اين نامه رو به سم نشون نميده

  

 

 

 

 

سم داره با آستين چت ميکنه و حاضر شده که اسمشو به آستين بگه که خواهر ناتنيش مياد و مقاله اي که قرار بوده براش بنويسه رو ميخواد

فيونا هم سم رو به پايين احظار ميکنه

و سم به پايين ميره و خواهر ناتني شيطنت ميکنه و نوشته هاي سم رو ميخونه

و متوجه ميشه که سم همون سيندرلاست ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

براي آستين هم نامه قبولي اومده که پدرش از راه ميرسه و باز هم از دانشگاه يو اس سي ميگه و نميزاره آستين حرفشو بزنه

 

 

خواهرهاي ناتي سم هم به کارواش اومدن که خودشونو به عنوان سيندرلا  به آستين معرفي کنند

البته اول يکيشون مياد و بعد اون يکي که جلوي آستين با هم بحث ميکنند

آستين ميپرسه سيندرلا يه چيزي جا گذاشته اون چيه؟ يکي ميگه کيف پول يکي ميگه ماهي !

خلاصه استين اين دوتا رو تنها ميزاره و اينها هم به جان هم ميفتند و وارد بخش کارواش ميشند و حسابي ...

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کليپ مربوطه

 

 

آستين به رستوران ميره تا قهوه بخوره  سم به همکاراش اشاره ميکنه که اين همونه

آستين با سم در مورد اينکه اگه به يکي بگي کي هستي و اون طردت کنه چکار ميکني و ... صحبت ميکنه سم ميخواد ماجرا رو بهش بگه که فيونا سرميرسه و صداش ميزنه و آستين هم ميره

 

 

 

 

 

 

از طرف ديگه اين ناخواهري هاي بدجنس پرينت ايميلهاي سم رو گرفتند و به شلبي نشون ميدن

ميگن اون با حقه ايميل دوست تورو گير آورده تا درواقع اونو از تو بدزده و اسمش هم سم هست

 

 

 

خواهرها به منشي مدرسه ميگن تا در بلندگو براي سيندرلا اعلام کنه که  آستين بعد کلاس براش برنامه اي داره

 

 و سم هم شادمان از اينکه فرصت مناسبي گير اومده تا واقعيت رو بگه ...

به کارتر ميگه و با هم به جشن مدرسه ميرن

نمايش طنز تحقير آميز شروع ميشه و ...

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد ...

 

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 2:40 بعد از ظهر | لینک  |