چون به قسمتهای آخر حضور بانو جمی نزدیک شدیم همه سکانسهای بانو جمی در این قسمت نشان داده شده جز یکی که مربوطه به قسمت قبل می شد . ولی طبق معمول سکانسهای که بیان کننده عشق در فیلمهای خارجی باشه را حذف کردند و در یک سکانس بر عکس مستقیم به عشق یوم مون به جانگهوا اشاره شد

وقتی که چون تی برای جونگ دال خبر میاره که خنگهوا(اسم جدید) غذا نخورده جونگ دال هم فرصت را غنیمت میشماره و میگه من دلم برای اون می سوزه من وقتی در اردوگاه یی سادو بودم به جانگهوا علاقمند شدم . من زندگی سختی داشتم و نتونستم تشکیل خانواده بدم ولی اگه میخواستم حتماً بانو جانگهوا را انتخاب میکردم چان تی خنده اش میگیره و جونگ دال میگه مگه من چمه من هم قلب با احساسی دارم .الان هم که میخوام ، از دست بانو جمی می ترسم .کاش میشد یک کاری برای جانگهوا بکنیم

ضد تحقیر خوردن :
بعد از احضار جانگهوا بانو جمی هم شروع به تحقیر جانگهوا میکنه و میخواد ثابت کنه که جانگهوا اشتباه کرده و شکست خورده و به جانگهوا میگه گونگ بوک درخواست من را رد کرد .معلومه که تو را ول کرده تو به من التماس کردی که اون نکشم و گفتی هر کاری که بخواهی میکنم من هم یک غلطی کردم و اون را نکشتم چون دلم به حالت سوخت ولی اون تو را ول کرد افسوس این همه سال را نمی خوری؟ جانگهوا هم میگه من برای این دلم برات می سوزه که هیچکس را توی زندگیت دوست نداری واگرنه میفهمیدی که من چه احساسی دارم . من اگه بمیرم هم گونگ بوک را سرزنش نمیکنم .وقتی کسی را دوست داشته باشی به همه تصمیماتش اعتماد میکنی .البته شما هرگز این چیزها را نمی فهمید .بانو جمی از این سخنرانی تاریخی جانگهوا کفری میشه و میگه بیاید این را ببرید از جلوی چشمم . نگاههای نیوچانگ هم حاکی از تاسف عمیق اون از کارهای بانو جمی داره





سکانسهایی از مشروب ریختن گونگ بوک برای خودش و ورود یون


و سکانسهایی از هم پیاله شدن گونگ بوک و یوم مون


این سکانس تنها سکانسی از جانگهوا بود که حذف شد چون زیاد نزدیک به دوربین بود و در این سکانس بر خلاف عرف معمول جانگهوا مستقیم اشاره به عشق یوم مون به خودش کرد

و مشروب بالا رفتن یوم مون تحت تاثیر حرفهای جانگهوا

نوشته شده توسط داریوش در ساعت 10:25 بعد از ظهر |
لینک
|